نهر تيرى را استثنا نمود همچنين مناذر و آنچه را كه تا آن وقت مسلمين تصرف كرده بودند حتى قسمتى از بازار اهواز زيرا هر چه گرفته و تملك كرده بودند پس نميدادند سلمى هم پادگانى بفرماندهى غالب در مناذر قرار داد . حرمله را نيز بفرماندهى پادگان نهر تيرى منصوب كرد ولى كارهاى آن محل را بكليب سپرد . كه هر دو در مرزهاى بصره فرمانده و سرپرست پاسگاهها بودند طوايفى هم از بنى العم ( قبيله ) به شهر بصره مهاجرت و اقامت نمودند كه پياپى منتقل شده سكنى برگزيدند عتبه هم هيئتى از نمايندگان نزد عمر فرستاد كه سلمى و جمعى از اهل بصره ميان آنها بودند . عمر به آنها گفت : هر چه درخواست داريد بگوييد تا انجام دهم . هر يك از آنها حاجت و درخواست شخصى خود را مطرح كرد و همه گفتند : ما ميخواهيم حاجت خاصه خود برآورده شود . امور عامه را به تو واگذار ميكنيم كه تو به كار عموم توجه دارى در ميان آنها فقط احنف بن قيس بود كه ( از مصلحت شخص خود بمصالح عامه پرداخت و ) گفت : اى امير المؤمنين . آرى تو ولى امور عامه هستى چنان كه اينها مىگويند ولى ممكن است از بعضى امور عامه غفلتى حاصل شود كه بر ما واجب است تذكر داده اصلاح كار را بخواهيم . امير و سرپرست قوم با ديده مطلعين و مراقبين كه از دور ناظر اوضاع مىباشند نگاه مىكند . با گوش آنها كه نزديك هستند و خود مىشنوند او هم مىشنود بنابر اين بايد دانست كه اهل كوفه در محلى منزل گزيده و زيست مىكنند كه گرداگرد آنها آب روان و چشمهسارها و چمنها و باغهاى خرم و بهشتها احاطه كرده . ميوه و حاصل آنها بدون رنج مىرسد . نه خود درو مىكنند و نه ميوه مىچينند بلكه انواع ميوه و ثمر بدون زحمت دريافت مىشود ولى ما اهل بصره در يك زمين شورهزار سست و مرطوب و پر آب منزل كردهايم . يك طرف آن بيابان خشك بىآب و علف و طرف ديگر درياى شور و تلخ است .
روزى آن به اندازه روزى يك شتر مرغ است ( براى آن قبايل كافى نيست ) خانه ما
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٧٨