كند كه به يارى مسلمين بشتابد تا دچار هلاك نشوند . عمر گفت : من از اين واقعه بيمناك بودم و همه چيز را پيشبينى مىكردم چنان كه واقع شد . عتبه هم يك لشكر نيرومند و منظم فرستاد كه عده آن بالغ بر دوازده مرد جنگى بود كه ميان آنها عاصم بن عمرو ( دلير شهير ) و عرفجة بن هرثمه و احنف بن قيس و مانند آنها بودند ، آنها كنار دريا را بدون مزاحم و معارض پيمودند تا بخليد كه محصور بود رسيدند خليد در محل طاوس بود و ايرانيان تمام راههاى پيرامون او را گرفته بودند خليد و اتباع او فقط با اهل استخر جنگ كرده بودند كه بعضى از اطراف استخر هم با آنها شركت و يارى كرده بودند . بعد از آن اهالى استخر تمام مردم پارس را ضد مسلمين شورانيده راهها را بر آنها بستند . پارسيان هم از هر طرف جمع و با لشكر ابو سبره روبرو شدند كه ميدان آنها در پيرامون طاوس بود . مدد براى مسلمين پياپى رسيد . فرمانده مشركين هم شهرك بود طرفين جنگ را آغاز نمودند . فتح و ظفر نصيب مسلمين شد و مشركين كشته و نابود شدند . مسلمين هر چه خواستند بغنيمت بردند . اين همان جنگ است كه مردم بصره را مفتخر و مشهور و بكسب مباهات و شرف معروف نمود . آنها بهترين لشكرهاى پيروزمند شهرها بودند . بعد از آن جنگ با هر چه ربوده بودند به شهر خويش مراجعت نمودند . عتبه هم به آنها نوشته بود كه در كارزار جد و جهد نمايند و از تلفات بيهوده بپرهيزند . آنها بسلامت ببصره باز گشتند .
چون عتبه اهواز را گشود و پارس را هم پيمود ( لشكر او بپارس رسيد ) از عمر اجازهء حج خواست و عمر به او اجازه داد . پس از اداء فريضه حج از امارت خود استعفا نمود ولى عمر او را وادار كرد كه به محل امارت خود برگردد او براى رهائى خود دعا كرد و ناگزير راه خود را گرفت كه به محل فرماندهى برود ولى در عرض راه درگذشت و او را در محل بطن نخله به خاك سپردند . خبر مرگ او را بعمر دادند عمر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٧١