تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
به خانه بزرگان رفت و آمد و مراوده داشتند . چون آن زن برخاست آن گواهان او را ديدند و شناختند . چون مغيره براى پيش نمازى از خانه خود خارج شد ابو بكره او را از امامت مسلمين منع نموده گفت : تو نبايد پيش‌نماز ما باشى . بعمر هم خبر آن حادثه را نوشت . عمر هم ابو موسى را بحكومت بصره منصوب نموده به او تأكيد كرد كه سنت سلف را حفظ كند . او گفت : مرا بفرستادن چند تن از ياران پيغمبر كه همراه من باشند يارى كن عمر گفت : هر كه را ميخواهى بگو تا همراه تو بفرستم . او بيست و نه تن از ياران پيغمبر را برگزيد كه انس بن مالك و عمران بن حصين و هشام بن عامر ميان آنها بودند و با همان عده راه بصره را گرفت چون به شهر بصره رسيد فرمان عمر را بمغيره داد كه آن كوتاهترين و رساترين ( بليغ ) نامه بود كه عبارت از اين است : اما بعد يك خبر مهم ( عظيم ) شنيدم . ابو موسى را فرستادم ، امارت را به او واگذار و شتاب كن . مغيره كنيزى بابى موسى بنام عقيلة اهدا كرد و با ابو بكره و ساير شهود راه حجاز را گرفت . بر عمر وارد شدند . مغيره بعمر گفت : از اين غلامان ( به قصد تحقير كه دو تن از آنها بنده بودند ) بپرس كه آن زن را چگونه شناختيد ؟ آيا مرا از پشت ديديد يا روبرو ؟ آن زن را هم چگونه ديديد و چگونه شناختيد ؟ چگونه آنها نگاه كردن به من در خانه من در حالى كه با زن خود همبستر بودم روا داشتند ؟ به خدا سوگند من فقط با زن خود همبستر بودم . زن من هم به آن زنى كه آنها ادعا مىكنند شباهت دارد . ابو بكره شهادت داد كه من مغيره را در حالى كه بر آن زن سوار بوده ديدم و ديدم كه او . . . . مانند ميل در سرمه‌دان . و آن دو تن را از پشت ديدم . شبل و نافع هم مانند آن شهادت گواهى دادند ولى زياد ( برادر ابو بكره ) گفت : من او را ميان دو پاى آن زن ديدم . دو قدم خضاب شده با حنا هم ديدم در حال جنبش بود . او . . . . مكشوف هم ديدم صداى نفس هم شنيدم عمر از او پرسيد كه آيا تو كالميل فى المكحله ( ميل در سرمه دان ) ديدى ؟ گفت : نه
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 374 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت