فتح جلولاء در ماه ذى القعده سنه شانزده ( هجرى ) رخ داد چون يزدگرد از آنجا رفت خسرو شنوم را بفرماندارى و فرماندهى بجاى خود در حلوان گزيد . چون قعقاع به آن بقاع رسيد زينبى كه دهقان حلوان بود بجنگ او پرداخت زينبى كشته و خسرو شنوم منهزم گشته و مسلمين شهر حلوان را تصرف نمودند . قعقاع هم در آن شهر ماند تا هنگامى كه سعد شهر كوفه را ساخت آنگاه قعقاع قباذ را در حلوان جانشين خود كرد و خود بسعد در كوفه پيوست . قباذ از اهل خراسان بود . مژده فتح را هم بعمر نوشتند و خبر حكومت قعقاع در حلوان را دادند و از عمر خواستند كه خود هم ( مسلمين ) بقعقاع ملحق شوند ولى او اجازه نداد و گفت : اى كاش ميان سواد ( بين النهرين ) و كوهستان سدى مىبود كه نه ما از آن تجاوز كنيم و نه ايرانيها بما برسند .
همين سواد ( عراق ) براى ما بس باشد و من سلامت و آسايش مسلمين را بر غنايم و اموال ( انفال ) ترجيح مىدهم . قعقاع هم كه ايرانيان را تا خانقين دنبال مىكرد بمهران رسيد و او را كشت . بفيروزان هم رسيد ولى او از اسب فرود آمد و بكوه پناه برد كه نتوانستند او را بيابند . قعقاع هم اسير و برده بسيار بدست آورد كه بنزد هاشم فرستاد و هاشم زنان را ميان سپاهيان تقسيم نمود و آنها براى سپاهيان فرزندانى زائيدند يكى از آنها ام الشعبى بود كه او بهره مردى از بنى عبس شده و براى او فرزندى زائيد شوهر او مرد و شرحبيل وى را بزنى گرفت و او عامر را زائيد كه ميان قوم بنى عبس مىزيست .
غنايم را تقسيم نمودند بهر يكى از سپاهيان نه هزار ( درهم ) و نه چهار پا ( اسب و استر ) رسيد . گفته شده غنايم بالغ بر سى هزار ( مليون ) شده بود . سلمان بن ربيعه تقسيم را انجام داد . سعد هم خمس غنايم را براى عمر فرستاد صورت حساب را هم با زياد بن ابيه بعمر تقديم نمود زياد بن ابيه لشكر نويس بود و او كسى بود كه براى
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٤١