تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
ايرانيان كه دچار اختلاف شديد بودند بجنگ داخلى ميان خود پرداختند و چند سوار از سرداران و پهلوانان خود در ميدان انداختند ناگاه تندبادى وزيد ، طوفانى مظلم و پر گرد و غبار بود . آنها ناگزير از جنگ داخلى ميان خود دست كشيدند . سواران كشته طرفين مختلف هم در خندق افتادند و خندق پر شد بحديكه اسبها ميتوانستند از آن بگذرند . خود خندق و حصار و پناهگاه خود را بدست خويش تباه كردند . مسلمين كه بر آن وضع آگاه شده بودند يكباره هجوم بردند و جنگى سخت مانند جنگ ليلة الهرير ( قادسيه ) رخ داد ولى اين جنگ زودتر از آن پايان يافت . قعقاع بن عمرو كه از ناحيه خود هجوم برده بود بخندق ( پر شده ) رسيد و داخل شد . فرمان داد منادى جار بكشد اى گروه مسلمين امير شما از خندق گذشت و آن را گشود هان بشتابيد كه مانعى نخواهيد داشت . او چنين فرمانى داد كه مسلمين دلگرم شوند و گمان ببرند كه هاشم ( فرمانده كل ) از خندق گذشته ، آنها سوى خندق هجوم بردند قعقاع را در آنجا ديدند كه خندق را گشوده و منتظر سپاهيان اسلام بود ، مشركين هم از دو طرف راست و چپ گريختند و بمهاجمين مجال دادند . آنها خود دچار مهره‌هاى خاردار شدند . همه كشته و گرفتار شدند . هيچ كس از آنها نجات نيافت مگر كسانى كه در حساب نميآمدند . در آن هنگام صد هزار تن از آنها كشته شدند . چون كشتگان سراسر آن زمين را با تن افسرده پوشانيدند آن محل را جلولاء ( پوشانيده ) ناميدند . بنابر اين آن محل از همان روز جلولاء الوقيعه ناميده شد ، قعقاع بن عمرو هم گريختگان را پى كرد تا بخانقين رسيد . چون خبر شكست جلولاء بيزدگرد رسيد از حلوان برى روانه شد . قعقاع هم بحلوان رسيد و در آنجا لشكر زد كه لشكرگاه او افناء و حمراء ( دو محل ) بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 340 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت