تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
مدد مىفرستاد . اموال و گنجها را هم نزد آنها گذاشته بود آنها هم پايدارى كردند گرداگرد خود خندق كندند . مهره‌هاى خاردار در آن زمان مانع هجوم دشمن بود كه ( بپاى پياده و هم بسم اسب فرو مىرفت ) فقط راههاى رفت و آمد خود را از آن مهره‌ها تهى گذاشتند . سعد بر آن اوضاع آگاه شد بعمر نوشت و از او دستور خواست . عمر هم در پاسخ او نوشت و چنين فرمان داد : هاشم بن عتبه را پيشاپيش سوى جلولاء روانه مقدمهء لشكر او را بفرماندهى قعقاع بن عمرو واگذار كن . فرمانده ميمنه سپاه هاشم مسعر بن مالك فرمانده ميسره عمرو بن مالك بن عتبه و فرمانده عقب‌داران عمرو بن مره جهنى باشند . اگر خداوند ايرانيان را منهزم كرد قعقاع را بفرماندارى سواد ما بين شما و كوهستان منصوب كن . عده لشكريان مهاجم هم فقط دوازده هزار ( برگزيده ) باشد . سعد هم بدان دستور عمل نمود . پس از تقسيم غنايم هاشم از مدائن ( سوى جلولاء ) با دوازده هزار سپاهى نخبه از برجستگان مهاجرين و انصار و اعيان و مشاهير عرب اعم از مرتدين و غير مرتدين روانه شد از بابل مىگذشت كه در كنار مهر روز دهقان ( حاكم و رئيس ) بابل نزد او رفته با او صلح كرد به شرط اينكه يك جريب زمين را با پول مسكوك پوشانيده به او تقديم كند او هم قبول كرد ( دليل سادگى عرب و عدم آشنائى به حساب ) . هاشم با لشكريان خود رفت تا بجلولاء رسيد . ايرانيان را در همان خندق كه كرد خود كنده بودند محاصره نمود . از هر طرف به آنها احاطه كرد . ايرانيان هم مدت جنگ را طول داده هر گاه كه خود ميخواستند براى نبرد از درون خندق خارج مىشدند . مسلمين هم مدت هشتاد روز بر آنها هجوم مىبردند و در هر هجومى كه مىكردند پيروز مىشدند . مدد هم از ناحيه يزدگرد پياپى مىرسيد . سعد هم مدد براى مسلمين مىفرستاد .