قيس بوده . سعد هم گفت : به خدا سپاه ما امين و با ايمان است . اگر اهل بدر از حيث فضيلت و جهاد داراى سابقه نبودند مىگفتم كه سپاهيان ما باندازهء اهل بدر داراى فضيلت و تقوى هستند من از مجاهدين بدر بعضى لغزشها ديده بودم كه گمان نمىبردم در سپاهيان ما باشد . جابر بن عبد اللّه ( انصارى ) بخداوندى كه جز او خداى ديگر نيست سوگند كه ما در مجاهدين قادسيه كسى را نديديم كه دنيا را با آخرت تواما دوست داشته باشد . ما سه شخص را متهم كرده به آنها بدگمان بوديم چون آنها را آزموديم دانستيم كه از حيث زهد و تقوى و امانت مانندى ندارند .
آن سه شخص طليحه بن خويلد ( مدعى پيغمبرى ) و عمرو بن معدى كرب ( مرتد ) مىباشند عمر هم هنگامى كه شمشير ( مرصع ) خسرو و كمربند ( جواهر نشان ) او و زمردها را كه نزد وى فرستاده بودند ديد گفت : مردمى كه اينها را بدون خيانت نزد ما آوردهاند حقا امين و درستكار مىباشند . على بعمر گفت :
چون عفيف و امين هستى رعايا هم امين و عفيف و پرهيزگار مىباشند ( الناس على دين ملوكهم ) .
چون غنايم جمع شد سعد اموال تاراج را بنام فى ( محصول غارت ) ما بين سپاهيان كه عدهء آنها شصت هزار بود تقسيم كرد البته بعد از جدا كردن خمس آنها بهر يكى دوازده هزار ( درهم ) رسيد همه سوار بودند و يك پياده هم ميان آنها نبود .
از خمس هم مقدارى برداشته بدليرانى كه خوب امتحان داده بودند پرداخت ( كه امتياز شجاعت داشتند خانهها را هم ميان مردم ( سپاهيان ) تقسيم نمود . خانواده سپاهيان را هم در خانههاى مدائن سكنى داد . آن خانوادهها در مدائن اقامت كردند تا جنگ جلولاء و حلوان و تكريت و موصل پايان يافت آنگاه بكوفه ( كه بعد احداث شد ) منتقل شدند . سعد هم ضمن فرستادن اموال خمس هر چيز گرانبها
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٣٤