تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
از اين اختلاف خبر قتل زهره را نقل كرديم و مسلما زنده مانده بود ) . از هر طرف هم عده بتعداد گروه زهره بدنبال گريختگان روانه نمود . سلمان فارسى در آن هنگام پيشوا و رهنما و داعى اسلام بود . ( مستشار و مدبر و مرشد ) او مردم بهرسير را سه بار دعوت كرد كه تسليم يا مسلمان شوند ( او در دعوت و تبليغ خود مىگفت : من سلمانم از شما هستم اسلام را دين خوبى ديدم و بدان گرويدم من مسلمانم و شما را براى نجات از مظالم ستمگران و مساوات با مسلمانان دعوت مىكنم . او به فارسى دعوت و تبليغ مىكرد . بر حسب فرمان خليفه وقت او پيشوا و داعى و صاحب فكر و مدير سياست جنگ بود ) . سعد هم ايوان كسرى را نمازگاه نمود ( مسجد ) بدون اينكه اندك تغييرى به وضع آن بدهد . مجسمه‌ها و نقوش و انواع تزيين را به حال خود گذاشت . در آن واقعه كه فتح مدائن بود هيچ چيزى شگفت‌آورتر از عبور مسلمين و گذشتن از رود نبود . آن روز را روز جراثيم ناميدند ( جمع جرثومه كه عبارت از پاياب و بلندى زير آب است ) هر سوارى هر بلندى كه مىيافت كه لا اقل آب تا شكم اسب باشد بر آن قرار مىگرفت تا مركب او از سختى شنا مدتى آسوده شود . ابو بجيده نافع بن اسود در اين واقعه گفت :
و املنا على المدائن خيلا * بحرها مثل برهن اريضا فانتثلنا خزائن المرء كسرى * يوم و لو و خاض منها جريضا
ما سوارها را سوى مدائن روانه كرديم ( كج كرديم ) . در آنجا دريا هم مانند صحرا فراخ بود . گنجهاى خسرو را ربوديم . در آن روز آنها ( اتباع خسرو ) گريختند و دچار غم و غصه و تباهى شدند . چون سعد وارد ايوان ( كاخ سپيد خسروان ) شد اين آيه را خواند
« كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ »
تا آخر آيه كه
« قَوْماً آخَرِينَ »
در آنجا نماز فتح را كه هشت ركعت باشد بجا آورد كه ميان ركعت‌ها فاصله نگذاشت و آن نماز جماعت نبود