مىدهد و دين خود را نمايان و پايدار و دشمن را منهزم مىكند . « لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظيم » . مردم بر رود دجله هجوم بردند آنها در حال شنا و عبور با هم سخن مىگفتند و دريا را صحرا انگاشته بودند . چنين هجوم آوردند كه ديگر رود و ساحل ديده نمىشد كه همه جا با سواران مستور و مسدود شده بود . سعد و سلمان فارسى هم هر دو با هم در آب بودند كه هر دو اسب آنها را آب برد سعد گفت : خداوند يار و نگهدار ماست . به خدا سوگند : كه خداوند دين خود را نمايان و پيروز خواهد كرد و ياران خويش را ظفر خواهد بخشيد . دشمن را هم فرار خواهد داد .
اگر در اين سپاه ننگ و گناه باشد با نكوكارى اكثر سپاهيان زدوده خواهد شد ( كه خداوند عفو مىكند و پيروزى مىدهد ) . سلمان فارسى گفت اسلام يك دين جديد است . خداوند دريا را براى پيش رفت آن مانند صحرا خوار و هموار نموده بخداوندى كه جان سلمان در دست اوست همانطور كه مسلمين فوج فوج خود را در آب انداختهاند فوج فوج بسلامت و نصرت از آن خارج خواهند شد . آنها هم همانطور كه سلمان گفته و تفال نموده بسلامت از آب نجات يافتند و هيچ چيز از آنها كم نشده و يك تن هم غريق ندادند . مالك بن عامر عنبرى يك قدح از دست داد كه آب آن را برد ، رفيق او به قصد طعنه و استهزاء گفت قضا و قدر كار خود را درباره تو انجام داد كه قدح افتاد و رفت . مالك گفت : به خدا سوگند من در حالى هستم ( از فزونى ايمان ) كه خداوند مرا از ميان دو سپاه بدين نقص و خسارت دچار نميكند چون بكنار رود رسيدند آب قدح را بكنار انداخت يكى از مردم آن را برداشت و مالك آن را شناخت كه به او داد . هيچ كس هم دچار غرق نشد مگر يك مرد بنام غرقده از طايفه بارق از پشت اسب افتاد و قعقاع ( سردار مشهور ) عنان اسب خود را پيچيد و به او نزديك شد و دست او را گرفت و نجات داد . آن مرد غريق بارقى كه دليرترين عرب بود گفت : اى قعقاع . خواهران ما از زائيدن چون دليرى عاجز خواهند بود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 327
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٢٧