تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
مادر قعقاع يك نحو نسبت بطايفه آن مرد كه بارق باشد داشت مردم همه بسلامت از رود بيرون آمدند . اسبها هم يال و دم خود را از آب تكان مىدادند . ايرانيان خود را در قبال يك امر واقع شده ديدند كه هرگز آن را تصور نمىكردند از شهر بيرون رفته به محل « حلوان » پناه بردند زيرا يزدگرد زن و فرزند و تمام افراد خانوادهء خود را بحلوان كوچ داده و مهران رازى را بفرماندهى مدافعين مدائن منصوب كرده بود . نخيرخان نيز محافظت گنجها را بر عهده داشت ولى هر چه توانست برگزيده اموال سبك را با خود حمل نمودند همچنين زن و فرزند خويش ولى هر چه رخت و فرش و ظرف و سيم و زر و گوهر و مصنوعات گرانبها و ظريف و رنگ و روغن و عطر و مواد ديگر در گنجها داشتند به حال خود گذاشتند . همچنين گله‌هاى گوسفند و گاو و انواع خواربار و ذخاير طعام در گنجهاى خسرو سه هزار هزار هزار نقد بود ( هر هزار هزار يك مليون است و مقصود سه هزار مليارد است كه در طبرى با تكرار كلمه هزار به دو بار اكتفا شده ) سه بار هزار ( سه هزار سه بار هزار تكرار مىشود ) كه رستم براى جنگ قادسيه نيمى از گنج با خود برده بود و نيم ديگر همان مقدار است كه ذكر شده نخستين گروهى از سپاهيان كه وارد شهر مدائن شد هنگ عاصم بن عمرو بود كه هنگ هول‌انگيز ناميده مىشد ( كتيبة الاهوال كه جمع هول باشد ) بعد از او هنگ گنگ كه هنگ قعقاع بن عمرو ) ( برادر عاصم و دليرترين مرد عرب ) وارد شهر شد . هر دو گروه راهها را پيمودند و كسى نديدند كه از او بيمناك شوند مگر پادگان محافظ كاخ آنها را بتسليم دعوت نمودند و آنها تن باداء جزيه و دخول در حمايت اسلام داده تسليم شدند . اهالى شهر هم يكى بعد از ديگر اين شرط را قبول و بديار خود كه تهى بود مراجعت كردند ولى اموال و املاك خسرو و همراهان او از آن شرط مستثنى شدند . سعد هم در كاخ سفيد منزل گزيد . سعد زهره را هم بدنبال آنها تا نهروان فرستاد ( پيش