( محل ) را بخوريم ( به آنجا برسيم و آن دو محل را فتح كنيم ) . شاه گفت : واى بر شما فرشتگان بجاى عرب با ما سخن مىگويند و بما پاسخ مىدهند آنگاه سوى شهر دور ( يكى از شهرهاى مدائن كه هفت شهر بود ) كوچ نمود . ( مقصود از پاسخ ملائكه بايد چنين باشد كه ابو مفزر اسود بن قطبه در پاسخ پيك صلح كه از طرف شاه آمده بود چند جمله غير مفهوم گفته بود چنان كه گذشت و خود و اتباع او هم ندانستند كه چه جواب داده كه قاصد نااميد شده برگشت معلوم مىشود كه او چنين گفته يا قاصد تصور كرده كه او اين جمله را گفته و شاه از آن سخن بيمناك شده بود كه گفت فرشتگان بجاى آنان پاسخ مىدهند ! ) . مسلمين به آن شهرى كه دور تر بود رفته بدون مانع و مدافع داخل شدند .
سعد مسلمين را در خانههاى خالى سكنى داد . خواستند از آنجا سوى مدائن ديگر بروند ولى معابر را دشمن گرفته و مانع عبور ما بين مدائن تا تكريت ( محل ) شده بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٢٤