دعوت نمود : يا اسلام يا پرداخت جزيه كه پس از تأديه آن داخل در حمايت اسلام شده از آنها دفاع و نگهدارى خواهد شد . آنها با يك ديگر مشورت كرده پرداخت جزيه و استفاده از حمايت اسلام را ترجيح دادند ولى فلاحين املاك خسرو ( پادشاه - خالصه دولت ) با آنها هم آهنگ نشدند . در سراسر بلاد مفتوحه از اهل سواد ( بين النهرين ) كسى نماند كه از تسلط اسلام و مسلمين رخ بتابد بنابر اين همه بآسايش و امان تمتع نموده خوشبخت و آسوده شدند . مسلمين هم مدت دو ماه شهر بهرسير را محاصره كردند . منجنيقها را بحصار بستند . دبابهها ( سپرهاى بزرگ متحرك مانند تانك امروز ) به كار بردند و بمحصورين نزديك شدند . با تمام نيرو و سلاح با محاصرهشدگان نبرد كردند . بيست منجنيق بر شهر بستند كه آنها را سرگرم دفاع نمودند . گاهى هم ايرانيان از پشت ديوار بيرون آمده جنگ مىكردند ولى مسلمين چندان اعتنا نمىكردند . براى آخرين بار هم تصميم بر كارزار گرفته از حصار خارج شده سخت پايدارى و بردبارى كردند . مسلمين هم با آنها روبرو شدند و آنها كارى پيش نبرده پايدارى را شكستند و جاى تهى كردند . زهره بن حويه زرهى داشت كه شكافته شده بود به او گفتند : بهتر اين است كه اين شكاف را درز بگيرى گفت : چرا و براى چه ؟ گفتند : مىترسيم كه نشانه تير شود . گفت : من نزد خداوند گرامى خواهم بود كه اگر تمام تيرهاى پارس رها شود و هدفى جز اين شكاف نداشته باشد و خدا بخواهد مرا مصون بدارد هيچ يك از آن تيرها به من اصابت نخواهد كرد ( و گر نه پرهيز سودى ندارد ) اتفاقا نخستين كسى كه از مسلمين هدف تير شد او بود و آن تير از همان شكاف بتن او نشست . بعضى از سپاهيان گفتند :
تير را از پيكر او بكشيد . گفت : بگذاريد بدين حال باشم زيرا جان من با خارج كردن تير خارج مىشود شايد من با همين حال بتوانم شمشير يا نيزه را به كار ببرم و يكى را بكشم آنگاه بميرم . او با همان زخم و تير بميدان رفت و بر شهريار استخر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٢٢