تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
ترسيده محل خود را ترك و بآنطرف نهر عبور نمودند . هر چيز سبك و گرانبها كه داشتند با شتاب حمل كرده گريختند عتبه و اتباع او داخل بندر شدند در آنجا سلاح و كالا و برده يافتند و ميان خود تقسيم نمودند . عدهء آنها سيصد بود . خمس را از غنايم هم جدا كرده فرستادند . فتح آن شهر در ماه شعبان ( سنه چهارده ) بود . عتبه در ميدان بار فروشان ( ميدان رزق - روزى ) منزل گزيده خانه از نى ساخت ( براى اتباع خود ) نخستين مولود مسلمان در آن مكان عبد الرحمن بن ابى بكره بود . روز ولادت او پدر او يك شتر قربانى كرد كه گوشت آن براى تمام اتباع عتبه بسبب كمى عدد كافى بود . اهالى دشت ميشان تجهيز شده بجنگ آنها پرداختند . عتبه آنها را منهزم و مرزبان آنان را اسير نمود . قتاده هم كمربند آن مرزبان را ربود و آن را با انس بن جنحه براى عمر فرستاد . عمر از او پرسيد مردم در چه حالى هستند ؟ گفت - دنيا سوى آنها سرازير شده . آنها زر و سيم را با پارو بالا مىزنند مردم مدينه و ( ساير اعراب ) از شنيدن آن خبر سوى بصره سفر كردند . همه مايل جنگ و جهاد در آن حدود شدند . عتبه هم مجاشع بن مسعود را فرمانده گروهى از جنگجويان نموده سوى فرات فرستاد . مغيره بن شعبه را هم پيشنماز مسلمين كرد تا مجاشيع برگردد و او پيشنماز باشد . اگر او برگردد امير قوم او خواهد بود ( نه مغيرة ) . عتبه هم سوى عمر رخت سفر بست مجاشع هم در جنگ پيروز شد . فيلكان كه يكى از بزرگان ايران بود لشكرى گرد آورد و تن بجنگ داد . مغيرة از شهر بيرون آمده آن لشكر را در مرغاب آماده بود در آنجا ديد و بجنگ شتاب نمود . هنگام شدت نبرد زنان مسلمين كه در عقب مجاهدين بودند ( هميشه اعراب زنان خود را براى پرستارى و مساعدت با خود مىبردند و در عقب لشكر قرار مىدادند كه اگر فرار كنند زنان زودتر بگريزند ) . زنان كه مردان را بدان حال ديدند با خود گفتگو و مشورت نموده تصميم گرفتند كه بميدان بروند و به رسيدن مدد دشمن را مرعوب