تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
فرات بود او را اسير نمود . پس از پايان جنگ عتبه خطبه نمود و بياران خود گفت . دنيا تباه شد و رفت چيزى از آن جز اندكى مانند ته قدح نمانده . شما از اين دنيا بآخرت منتقل مىشويد كه آنجا جاى جاويد شماست پس شما با يك توشهء خوب كه خير و نيكو كارى باشد بسراى آخرت رخت ببنديد و بهترين ما حضر را همراه خود ببريد ( جهاد ) . به من گفته شده : كه اگر سنگى از دوزخ جدا شود و به دنيا افتد محل مقدار هفتاد سال سير و سفر را پر خواهد كرد ( كنايه از عظمت جهنم و فزونى مستحقين آن از مردم دنيا ) و نيز به من گفته شده - اگر دو در از درهاى بهشت باز شود كه مسافت چهل سال سير و سفر نمايان و گشوده شود آن ميدان وسيع از بهشت بر مردم نكوكار تنگ خواهد شد . ( كنايه از مستحقين بهشت و فزونى آنها بجاى سال پائيز ذكر شده ) . من با پيغمبر هفتمين بار بودم كه راه را مىپيموديم . ما توشه نداشتيم و گرسنگى و خستگى ما را فرسوده كرده بود . برگ درخت را مىخورديم آن هم درخت « سمو » ( سختترين درختها - مانند آزاد دهان ما از خشونت زخم شده بود . ناگاه من يك دانه خرما يافتم آن را دو نيم كردم ، نيمى خود خوردم و نيمى بسعد ( وقاص ) دادم . اكنون هر هفت يار امير يك مملكت مىباشيم ، مردم بعد از ما همين مشقت و سختى را خواهند آزمود ( نتيجه خوب خواهند گرفت ) . عتبه در سنه چهارده وارد بصره شد كه شهر بصره در سنه شانزده بعد از جنگ جلولا تاسيس شد . گفته شده كه سعد عتبه را بامر عمر بعد از فتح جلولاء و تكريت ببصره فرستاد . چون عتبه مدت يك ماه در بصره اقامت نمود اهل « ابله » با عدهء پانصد سوار كه نگهبان آنان بودند بجنگ عتبه قيام كردند آنها را منهزم نمود . ابله ( ابليوس ) بندر بوده كه كشتىها از چين آمده در آنجا لنگر مىانداختند . مردم آن بندر از عتبه شكست خورده به شهر پناه بردند و عتبه هم بلشكرگاه خود برگشت ولى مردم آن بندر سخت