كنند . زنها لچك و سربندهاى خود را باز كرده بر نيزه برافراشته مانند پرچم نمودند .
به صورت مردان جنگى درآمده دشمن را قصد كردند . زنان به ميدان نزديك شدند و مشركين سرگرم نبرد خونين بودند چون درفشها را ديدند سخت ترسيدند و گمان بردند كه مددى تازه نفس براى مسلمين رسيده است تن بفرار دادند و مسلمين بر آنها فيروز شدند . مجاشع مژدهء فتح و ظفر را براى عمر نوشت . عمر پيش از آن از عتبه پرسيده بود كه چه شخصى را در بصره بجانشينى خود برگزيدى گفت : مجاشع بن مسعود ؟ عمر با تعجب و اعتراض گفت : تو يك مرد بيابانگرد را بر مردم شهرنشين امير مىكنى ؟ او بعمر گفته بود كه اول مغيره را برگزيدم . عمر به او امر كرد كه او به محل امارت خود باز گردد . او برگشت ولى در عرض راه زندگانى را بدرود گفت . درباره مرگ او چيزها گفته شده شرح حال او در اخبار سنه هفده خواهد آمد .
يكى از اسراء ميشان يسار پدر حسن بصرى ( دانشمند شهير ايرانى در عالم اسلام ) و ديگرى ارطبان جد عبد اللّه بن عون بن ارطبان بودند . گفته شده امارت عتبه در بصره سنه پانزده بوده و نيز گفته شده شانزده ولى تاريخ نخستين اصح روايات است . عمر بعد از او مغيرة بن شعبه را بامارت بصره مستقر نمود .
او در آنجا مدت دو سال امير بود تا آنكه متهم و معزول شد ( متهم بزنا با زن محصنه شده كه شرح آن مفصل است ) بعد از او ابو موسى اشعرى بامارت بصره منصوب گرديد گفته شده ابو موسى بعد از عتبه ( بلا فصل ) برگزيده شده و بعد از او مغيره بود .
در همين سال كه سال چهارده باشد عمر فرزند خود را عبيد اللّه با جمعى ديگر كه ابو محجن ( مىگسار معروف ) از آنها بود بجرم شراب خوردن حد زد در همان سال هم عمر مردم را در ماه رمضان جمع و ابى بن كعب را بجمع آنها موكل نمود ، به تمام حكام شهرها هم همين دستور را داد ( كه مردم در ماه رمضان در مساجد جمع شوند ) در همان سال عمر بامارت حج با مردم رهسپار كعبه شد . كه در آن هنگام عتاب بن اسيد والى مكه بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٨٥