تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
بدان توجه نمود و آن عبارت از شرح اسباب و علل شكست ايرانيان در جنگ قادسيه است كه چگونه شاهنشاهى با آن عظمت و باصطلاح امروز امپراطورى بزرگ با آن قدرت و ثروت و سلاح و نظام و تجربه و دليرى و هيبت مغلوب يك عده اعراب شده كه از حيث عدد كمتر و از حيث سلاح بلكه تمام وسايل ظفر زبونتر بوده و در مقابل به هيچ وجه طرف مقابله با ايرانيان واقع نمىشدند نه تنها فاقد سلاح خوب بوده بلكه از حيث بنيه فقير و ناتوان بودند چگونه آن قوم بر سپاهى كه چندين برابر آنها بوده غالب شدند ؟ اين يك مبحث مهم تاريخى و فلسفى و كاملا فنى مىباشد كه علماء علم نظام و سپهسالاران مجرب مىتوانند در آن اظهار عقيده كنند و ما يك كلمه از قول يك سپاهى مجرب عصر حاضر نقل مىكنيم كه اگر هيچ چيز جز نقل آن سند نباشد همان بس است كه يك جنرال انگليسى مجرب و مطلع و محقق آن را بيان نموده هر چند كه او بايد مانند ساير مؤرخين آن جنگ را بنويسد و بگذرد و شايد هم بيش از بيان واقعه از او انتظار نمىرفت اما او كه جنرال سايكس مؤلف بزرگ تاريخ ايران باشد نتوانست وجدان خود را قانع كند كه بدون اظهار عقيده از سبب شكست قادسيه بگذرد لهذا نوشت . « رستم كه فرمانده كل سپاه ايران بود نبايد در آن موقع مركز و موضع خود را ترك كند » . آرى رستم موضع و مركز فرماندهى را ترك گفت : گريخت و كشته شد ، ايرانيان هم بعد از او اندكى پايدارى كردند و از همين تاريخ كه ما آن را ترجمه مىكنيم مفهوم مىشود چندين گروه تصميم بر نبرد گرفته كه يا پيروزى يا مرگ كه همه كشته شدند . علاوه بر عقيده جنرال مذكور بايد دانست چنان كه از ساير كتب تاريخ بتفصيل معلوم مىشود و از همين كتاب هم مفهوم گرديده كه رستم در جنگ با اعراب ترديد داشت . از فرماندهى و رفتن بميدان هم خوددارى مىكرد . شاه او را مجبور نمود و حال اينكه چنين سالار مردد و بى عزمى نبايد بفرماندهى برگزيده شود بلكه حتى تحت فرمان سالار ديگرى هم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 277 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت