تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
و مسلمين هم همه با او اللّه اكبر مىگفتند و شادى مىكردند . با ديدن و رسيدن مدد دلگرم و دلير شده حمله ميكردند . عمزادگان قعقاع ( از طايفه او ) ده ده با هم حمله ميكردند . آنها بر اشترانى كه تن آنها را با روپوشهاى خوب پوشانيده بودند سوار شده و با همان شترها حمله ميكردند و اسب سواران هم به آنها احاطه ميكردند كه آنها را يارى و حمايت كنند . قعقاع اين چاره را انديشيد كه اشتران جسور را بمنزله پيلهاى ايرانى قرار داد كه اسبهاى پارس از آنها رم كنند چنان كه اسبهاى عرب از پيل رم ميكردند . آنها هم انديشه او را به كار بردند و انتقام روز پيش را كشيدند و مانند كار ايرانيان در روز گذشته كارى در آن روز كه روز اغواث باشد انجام دادند ( پيروز شدند ) . اسبهاى ايرانى از ديدن اشتران سخت رم كرده گريختند و مسلمين بدنبال آنها تاختند . مردم ( مسلمين ) از آن پيشرفت شاد شدند . ايرانيان هم در آن روز از اشترها بيشتر از اعراب بد ديدند و دچار شدند كه اعراب روز قبل از پيلها كشيده بودند . مردى از بنى تميم از كسانى كه بحمايت ده ده شتر سوار كمر بسته بود كه سواد نام داشت بر رستم حمله نمود ولى به او نرسيده كشته شد يكى از مردان پارسى مبارز خواست اعرف بن اعلم عقيلى بمبارزه او شتاب كرد و او را كشت . ديگرى بميدان رفت و باز اعرف او را كشت . سواران پارس بر او هجوم برده سلاح او را گرفتند و نزديك بود گرفتار شود او خاك را به روى آنها برانگيخت و گريخت و بسلامت نزد ياران خود برگشت . قعقاع بن عمرو در آن روز سى بار حمله نمود در هر حمله گروهى را كه پيش مىآمد شكست و كشت و تباه كرد و پيروز گشت . آخرين دسته كه با او روبرو شد گروه بزرگ مهر همدانى بود ( او را كشت و شعرى در قتل او گفت كه در تواريخ ديگر نقل شده ) . شهريار سيستان هم با اعور بن قطبه مبارزه و نبرد كرد هر دو يك ديگر كشتند . سواران تا نيم روز جنگ كردند . چون ظهر شد مردم طرفين سوى يك ديگر پيش رفتند و بهم آويختند تا نيمه شب . شب ارماث شب آرامش خوانده مىشد ولى