بحرمان و عذاب بد كاران مىشود و آن در مرتبهء ثانى از خدا ممدوح است كه مقتضاى عدالت جز آن نيست و گرنه بد كار و نيكو كار از هم شناخته نميشوند پس آن مكر ممدوح است زيرا كه عدالت است * ( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * جاثية : 21 .
3 - گاهى مكر منسوب به خدا مكر ابتدائى است مثل * ( أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ الله فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ الله إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ ) * اعراف : 99 .
معلوم است كه مراد از مكر عذاب خداست در مقابل نافرمانى مردم النهايه نافرمانى بدكاران بلفظ مكر ذكر نشده است .
4 - * ( وَقَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلِلَّه الْمَكْرُ جَمِيعاً يَعْلَمُ ما تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ . . . ) * رعد : 42 . اين آيه صريح است در اينكه تدبير كلَّى مال خداست و تدبير ديگران در مقابل تدبير خدا هيچ است و كارى از پيش نميتوانند برد .
مكة :
* ( وَهُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ ) * فتح : 24 .
لفظ مكَّه يك بار بيشتر در قرآن مجيد نيامده است و آن بنا بر تصريح جوهرى نام شهر مكَّه است . زادها اللَّه شرفا .
و بتصريح قاموس و اقرب شهر مكَّه و يا همهء حرم است « بطن » در لغت از جمله بمعنى جوف كلّ شىء است بطن مكَّه يعنى ميان مكَّه ، منظور از بطن مكَّه در آيه چنان كه گفتهاند « حديبيّه » است به جهت نزديكيش بمكَّه حتى گفتهاند بعضى اراضى آن از حرم است .
در حديبيّه ميان رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و مشركين صلح واقع گرديد و در نتيجه دست هر دو گروه از يكديگر كوتاه شد حال آنكه مسلمين غالب بودند و وارد ديار مشركين شده بودند و ناچار شدند كه با آنحضرت صلح كنند و قول دادند كه سال آينده آنحضرت بآزادى وارد مكَّه شد و عمره آورد معنى آيه چنين است : خدا همان است كه