تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
راجع بر حكومت سليمان ميگفتند ( كه ميگفتند سليمان ساحر است و اين حكومت را بوسيلهء سحر بدست آورده است ) حال آنكه سليمان كافر نشد ( و بوسيلهء سحر حكومت را بدست نياورد ) بلكه بد كاران كافر شدند ( كه نسبت حكومت او را بسحر دادند ) و ايضا يهود پيروى كردند از آنچه ( از سحر ) در بابل به دو ملك بنام هاروت و ماروت نازل شده بود ولى آنها به كسى سحر نميآموختند مگر آنكه ميگفتند : ما فتنه و امتحانى هستيم كافر مباش و اينكه به تو ياد داديم در ضرر مردم به كار مبر ، ولى آنها سحرى ياد ميگرفتند كه بوسيلهء آن ميان مرد و زنش جدائى ميانداختند . . . دربارهء هاروت و ماروت بيشتر از اين چيزى نميدانيم و آنچه نقل شده هاروت و ماروت دو ملك بودند ، اعمال بد مردم را ديدند ، بدرگاه خدا شكايت كردند ، خدا به آنها قوهء شهوت داد ، به روى زمين آمده ، زنا كردند ، خمر خوردند ، به بت سجده كردند ، قتل نفس نمودند و خدا عذابشان كرد محققين گفته‌اند اين قضيّه مجعول و از اسرائيليات است . اين روايت بطور مرفوع در تفسير عيّاشى از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه حجيّت ندارد طبرسى رحمه اللَّه آن را در مجمع از تفسير عياشى نقل كرده و تصريح مىكند كه مرفوع است ، معلوم است كه آن را قبول ندارد . نظير اين قصّه از درّ منثور سيوطى از عبد اللَّه بن عمر نقل شده است . در الميزان فرموده : اين قصّه خرافى است .
مرج : آميختن . طبرسى و راغب گويد : اصل مرج بمعنى خلط است . مروج بمعنى اختلاط و مريج بمعنى مختلط است . * ( مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ . ) * * ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) * رحمن : 19 - 20 . و نيز در لغت آمده « مرجت الدّابّة » حيوان را بچراگاه فرستادم معنى آيه : دو دريا را بهم آميخت كه همديگر را ملاقات ميكنند ميان آن دو حايلى است كه بهم تجاوز نميكنند . رجوع شود به
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 247 | سيد علي اكبر قرشي