راجع بر حكومت سليمان ميگفتند ( كه ميگفتند سليمان ساحر است و اين حكومت را بوسيلهء سحر بدست آورده است ) حال آنكه سليمان كافر نشد ( و بوسيلهء سحر حكومت را بدست نياورد ) بلكه بد كاران كافر شدند ( كه نسبت حكومت او را بسحر دادند ) و ايضا يهود پيروى كردند از آنچه ( از سحر ) در بابل به دو ملك بنام هاروت و ماروت نازل شده بود ولى آنها به كسى سحر نميآموختند مگر آنكه ميگفتند : ما فتنه و امتحانى هستيم كافر مباش و اينكه به تو ياد داديم در ضرر مردم به كار مبر ، ولى آنها سحرى ياد ميگرفتند كه بوسيلهء آن ميان مرد و زنش جدائى ميانداختند . . .
دربارهء هاروت و ماروت بيشتر از اين چيزى نميدانيم و آنچه نقل شده هاروت و ماروت دو ملك بودند ، اعمال بد مردم را ديدند ، بدرگاه خدا شكايت كردند ، خدا به آنها قوهء شهوت داد ، به روى زمين آمده ، زنا كردند ، خمر خوردند ، به بت سجده كردند ، قتل نفس نمودند و خدا عذابشان كرد محققين گفتهاند اين قضيّه مجعول و از اسرائيليات است .
اين روايت بطور مرفوع در تفسير عيّاشى از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه حجيّت ندارد طبرسى رحمه اللَّه آن را در مجمع از تفسير عياشى نقل كرده و تصريح مىكند كه مرفوع است ، معلوم است كه آن را قبول ندارد .
نظير اين قصّه از درّ منثور سيوطى از عبد اللَّه بن عمر نقل شده است .
در الميزان فرموده : اين قصّه خرافى است .
مرج :
آميختن . طبرسى و راغب گويد : اصل مرج بمعنى خلط است .
مروج بمعنى اختلاط و مريج بمعنى مختلط است . * ( مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ . ) *
* ( بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ ) * رحمن : 19 - 20 .
و نيز در لغت آمده « مرجت الدّابّة » حيوان را بچراگاه فرستادم معنى آيه :
دو دريا را بهم آميخت كه همديگر را ملاقات ميكنند ميان آن دو حايلى است كه بهم تجاوز نميكنند . رجوع شود به