تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
است . بقول بعضى غرض از ابو لهب گفتن تحكم و اثبات آتش است براى او ، الميزان اين قول را پسنديده است . اسم ابو لهب بنقلى عبد العزى و بنقلى عبد مناف است . طارق محاربى گويد : در بازار ذى المجاز بودم ، جوانى ميگفت : ايّها النّاس قولوا لا إله الَّا اللَّه تفلحوا ، مردى پشت سر او بر او سنگ مىزد و پاهايش را خونى كرده بود و ميگفت : اى مردم او دروغگو است او را تصديق نكنيد . گفتم : اين كيست ؟ گفتند : محمد است ميگويد پيغمبرم و آن عمويش ابو لهب است كه ميگويد : او دروغگو است . در بارهء ابو لهب در « تبب » بطور تفصيل سخن گفته‌ايم و ميافزائيم كه : در مجمع گويد : آيا با اين سوره باز ابو لهب قدرت داشت كه ايمان بياورد و باز ايمان بر او فرض و لازم بود ؟ و اگر ايمان مياورد تكذيب وعدهء * ( سَيَصْلى ناراً ذاتَ لَهَبٍ ) * نميشد ؟ جواب : آرى ايمان براى او لازم بود و اين وعيد به شرط عدم ايمان است . . . اگر فرض كنيم كه ابا لهب از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله مىپرسيد و ميگفت : اگر ايمان آورم باز داخل آتش خواهم شد ؟ حضرت ميفرمود : نه زيرا كه شرط دخول آتش از بين رفته بود . الميزان اين جواب را پسنديده و در ذيل بيان خود گفته : ابو لهب در اختيارش بود كه ايمان آورد و از عذاب حتمى كه در اثر كفرش بود نجات يابد .
لهث : لهث آن است كه سگ از عطش زبانش را بيرون آورد چنان كه در مفردات و مجمع گفته است در قاموس و اقرب گفته : « لهث الكلب و غيره » سگ و غير سگ زبانش را با تنفس شديد از جهت عطش يا رنج يا خستگى بيرون آورد * ( فَمَثَلُه كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْه يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْه يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا . . . ) * اعراف : 176 . يعنى حكايت او حكايت سگ است كه اگر بر آن حمله كنى زبانش را