تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
* ( أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ . ) * * ( وَلَوْ جَعَلْناه مَلَكاً لَجَعَلْناه رَجُلًا وَلَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ ) * انعام : 8 - 9 لبس در هر دو بمعنى خلط و مشتبه كردن است . يعنى : و گفتند چرا بر او ملكى نازل نميشود ؟ اگر ملك نازل ميكرديم - و آنها ايمان نمياوردند - كار پايان مييافت و به آنها مهلت داده نميشد و اگر پيغمبر را از ملك ميفرستاديم آن را مردى قرار داده و بر آنها مشتبه ميكرديم آنچه را كه مشتبه ميكنند . [ در اين دو آيه چند مطلب هست . ] 1 - كفّار ميگفتند بايد فرشته‌اى بر او نازل شود منظورشان اين بوده كه فرشته او را تصديق كند چنان كه در جاى ديگر آمده : * ( لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْه مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَه نَذِيراً ) * فرقان : 7 . ايضا هود : 12 . و باحتمال ضعيف منظورشان آن بوده كه ملك عذاب موعود را بياورد . 2 - راجع به اين اقتراح و درخواست دو جواب گفته شده ، اوّل * ( « وَلَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ » ) * يعنى اگر ملك نازل ميكرديم - و آنها ايمان نمياوردند - كار تمام ميشد ، نابودى همه را ميگرفت و مهلت داده نميشدند حال آنكه مقصود ما مهلت است تا مجالى براى تفكَّر و توبه داشته باشند ، يا اگر ملك را با عذاب نازل ميكرديم همه از بين ميرفتند و ديگر مجالى و مهلتى نمىماند با آنكه نظر ما زيستن در مهلت است . دوّم * ( « وَلَوْ جَعَلْناه مَلَكاً لَجَعَلْناه رَجُلًا وَلَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ » ) * يعنى چون اينها انسان و مادّىاند لازم بود ملك را به صورت انسان در آوريم تا بتوانند با او انس بگيرند و گفت و شنود داشته باشند در اين صورت ميگفتند اين انسان است و بدروغ ميگويد من فرشته‌ام و پيغمبر . يعنى همان را كه دربارهء اين پيغمبر ميگويند دربارهء او هم ميگفتند * ( « لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ » ) * يعنى ما به آنها مشتبه ميكرديم ظاهرا اين غايت ارسال ملك به صورت بشر است يعنى نتيجهء كار چنين ميشد بعضىها گفته‌اند :
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 179 | سيد علي اكبر قرشي