تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بر سر آنها نشسته بودند - ( كنايه از سكون و سكوت . م ) بحديكه سختترين و گستاخترين آنها آغاز دلدارى و عذر خواهى با هر سخنى كه خوب بود مىنمود پيغمبر روانه شد . روز بعد باز دوباره نزد حجر گرد آمدند يكى به ديگرى گفتند ( پيغمبر ) هر چه نبايد گفت و براى شما دشوار بود گفت و شما او را آزاد گذاشتيد در همان گفتگو ناگاه پيغمبر پديد آمد . همه يكباره بر او شوريدند و گفتند تو بودى كه چنين و چنان گفتى ؟ فرمود . من بودم و من گفتم عقبة بن معيط رداى ( رو پوش ) آن حضرت را گرفت و ابو بكر بدفاع برخاست و با حال گريه گفت ، واى بر شما كسى را مىكشيد كه مىگويد خداوند يگانه خداى من است ، آنها پراكنده شدند : اين سختترين وضع و حالى كه براى پيغمبر پيش آمده بود .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 86 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت