بيان فرستادن نمايندگان قريش نزد نجاشى براى آوردن مهاجرين
چون قريش ديدند كه مهاجرين در حبشه آسوده و آزاد هستند و نجاشى ( نگوس امپراطور حبشه ) با آنان خوب زيسته و خوب يارى كرده همه جمع شده مشورت كردند ( قريش ) . دو نماينده با ارمغان براى او ( نجاشى ) و اعيان ياران او فرستادند آن دو ( نماينده ) سفر كردند تا بحبشه رسيدند . هديه كه براى نجاشى برده بودند تقديم نمودند همچنين براى ياران او آن دو نماينده عمرو بن عاص و عبد اللّه بن ابى اميه بودند كه در ملاقات گفتند : گروهى كم خرد از ميان ما دين ملت خود را ترك كردهاند و در عين حال دين پادشاه ( نجاشى ) را هم نپذيرفتهاند و يك دين ساختگى كه ما و شما آن را نمى شناسيم براى خود در آوردهاند . اعيان و اشراف قوم آنها ما را ( دو نماينده ) نزد شما فرستادهاند كه آنها را برگردانيم . آنها از ياران پادشاه خواستند كه بدون اينكه شاه آنها را ملاقات يا با آنها گفتگو كند برگردانند . بيم اين داشتند كه اگر پادشاه با آنها مكالمه كند آنها را تسليم نكند . ياران پادشاه به آنها وعده دادند كه خواسته آنها را انجام دهند . آنها ( دو نماينده ) نزد نجاشى حاضر شدند و مقصود خود را بيان نمودند . ياران پادشاه راى دادند كه مسلمين را تسليم آنها كنند پادشاه غضب كرد و گفت : به خدا سوگند من هرگز مردمى را كه به من پناه آورده و در كشور من زيست