شد كدام است ؟ گفت :
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ »
. يحيى گفت : مردم مىگويند . اين آيه نخستين بود « بخوان بنام خداى خود » او ( ابو سلمه ) گفت من : از جابر بن عبد اللّه ( انصارى ) پرسيدم پاسخ داد : من جز اينكه نقل قول از پيغمبر كنم چيزى نمى گويم . فرمود در حراء عزلت گزيدم چون مدت اعتكاف ( عبادت و گوشهنشينى ) پايان يافت فرود آمدم ، ندا شنيدم به طرف راست نظر كردم چيزى نديدم ، سوى چپ نگاه افكندم باز چيزى نديدم پس و پيش نظر كردم و چيزى نديدم ، سر خود را بالا برداشتم او را ديدم - يعنى ملك . او بر عرش ميان آسمان و زمين نشسته بود . من دچار رعب شدم ، نزد خديجه رفته گفتم : مرا بپوشانيد - بپوشانيد ، آب هم بر من بريزيد آنها همچنين كردند اين آيه نازل شد
« يا أَيُّهَا الْمُدَّثِّرُ »
اى آنكه پوشانيده شده . اين حديث صحيح است . هشام بن كلبى گفت : نخستين بارى كه جبرئيل بر پيغمبر نازل شد شب شنبه و يك شنبه بود . سپس روز دوشنبه رسالت خداوند را ابلاغ كرد . آنگاه وضو و نماز را به آن حضرت آموخت و اين آيه را خواند
« اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ »
در آن هنگام سن پيغمبر بچهل سال رسيده بود . زهرى گويد :
در اندك زمانى وحى از پيغمبر بريده شد ، سخت اندوهناك شد ، كوهها را مىپيمود كه خود را از قله بيندازد ، بهر قله كه مىرسيد جبرئيل پديد مىآمد و مىگفت تو حقا پيغمبر خدا هستى آنگاه آرام مىگرفت . هنگامى كه امر خدا رسيد كه بايد قوم خود را از عذاب خداوند باز دارد و آنها را به ترك بتپرستى مجبور كند كه خداى يگانه آفريننده و روزى دهنده را عبادت كنند و نعمت خداوند را كه بقول ابن اسحق آن نعمت عبارت از نبوت است براى آنها شرح بدهد . پيغمبر آن شرح را در خفا مىگفت آن هم براى خانواده خود كه به آنها اعتماد و اطمينان داشت . نخستين كسى كه به او ايمان آورد و تصديق نمود خديجه دختر خويلد همسر او بود واقدى گويد :
همگنان ما متفق بر اين هستند كه اول كسى كه ايمان آورد و دعوت پيغمبر را پذيرفت