تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
اگر رسول از كشتن مصون نبود من شما را مىكشتم ( امر بكشتن مىدادم ) . نامه مسيلمه همچنين بود : از مسيلمه رسول اللّه بمحمد رسول اللّه اما بعد كه من در اين امر ( نبوت ) با تو شريك شده‌ام ( مرا با تو شريك كرده‌اند - خدا شريك كرده ) نصف زمين ( جهان ) براى ما و نصف ديگر براى قريش ( پيغمبر و قوم ايشان ) ولى قريش مردم متجاوز هستند ( اين نامه را به صورت آيات قرآن ساخته كه در آخر آن يعتدون آمده ) - . پيغمبر به او نوشت . بسم اللّه الرحمن الرحيم . از محمد رسول اللّه بمسيلمه كذاب . اما بعد درود بر پيروان راه راست . زمين ملك خداوند است بهر كه ميخواهد كه از بندگان خدا باشد آن را مىبخشد . در پايان كار هم تنها پرهيزگاران رستگار خواهند بود . و نيز گفته شده مسيلمه چيز ديگرى را طالب بود نه پيغمبرى و آن هم بعد از حج وداع ( پيغمبر ) و پس از بيمارى ( آن بزرگوار ) كه وفات او ( حضرت او ) در همان بيمارى بود . چون پيغمبر مريض شد و خبر بيمارى ( حضرت او ) به همه جا رسيد . اسود عنسى در يمن ( مدعى پيغمبرى ) و مسيلمه در يمامه و طليحه در بنى اسد هر سه خود را پيغمبر دانستند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 369 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت