تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 371

مساهمون:

ص٣٧١
فرمود زبرقان بن بدر و قيس بن عاصم را هم ( متفقا ) مأمور گرفتن ماليات سعد بن زيد منات بن تميم نمود . علاء بن حضرمى را هم ببحرين فرستاد . على بن ابى طالب را هم بنجران اعزام فرمود كه صدقه و جزيه آنها را بگيرد و برگردد . او هم گرفت و برگشت . پيغمبر را هم ( هنگام مراجعت ) در مكه براى اداى حج وداع ملاقات نمود . هنگامى كه ( على براى ملاقات پيغمبر ) سوى مكه مىرفت مردى از همراهان را بر اتباع خود ( كه در قافله بودند ) گماشت . آن مرد جسارت كرده بارهاى كالا را گشوده از آنچه على همراه آورده ( و مال مسلمين بوده ) بهر يكى يك جامه داد . چون آن قافله رسيد ( بدنبال على سوى مكه ) على از لشكر جدا شده باستقبال رفت ديد همه جامهء نو پوشيده‌اند ( از بارهاى زكات و جزيه ) آنها را از آنها گرفت . لشكريان ( كه جامه‌ها از آنها گرفته شده ) نزد پيغمبر شكايت كردند . پيغمبر ميان آنها برخاست و فرمود : اى مردم از على شكايت مكنيد . او به خدا سوگند در راه خدا و حفظ حق پيغمبر خدا سختتر و پايدارتر است . ( اين حديث در محلى بنام غدير خم آمده و موضوع آن بزرگتر از اين است كه به اين اختصار نوشته شود زيرا شيعيان هر چه راجع بعلى و خلافت آن بزرگوار دارند مستند به همان روز و همان حديث است و در تاريخ هم با روايت اهل تشيع در يك فصل مشبع و مشروح و مفصل ذكر شده و در كتب حديث اصل تسنن فقط در كتاب مسند احمد بن حنبل رئيس مذهب حنبلى ذكر شده كه پيغمبر بر آن حديث افزود و فرمود . هر كه يار من است يار على بايد باشد . خداوندا ياران او را پيروزمند فرما الى آخر كه محل تفصيل نيست و غدير خم و عيد غدير و آن حديث كه مبنى بر جانشينى على نزد شيعيان مشهور است ناشى از همين محل و اين حادثه است كه در حج وداع و مراجعت على از نجران رخ داده - م )