كدام بر باطل - مباهله از بهل كه نفرين و لعن و دعا و تضرع باشد ) . پيغمبر بيرون آمد و آماده گرديد . على و فاطمه و حسن و حسين را هم همراه خود برد ( همه صف كشيدند و آمادهء نفرين بر باطل و اهل باطل شدند ) .
آنها ( نمايندگان نجران ) چون خاندان پيغمبر را ديدند گفتند : اين رخسارهها و رويهاى ( مقدس و روشن ) اگر خدا را قسم دهند كه كوهها را از جاى بكند و تباه كند خدا حتما ( دعاى آنها را مستجاب مىكند ) خواستهء آنان را انجام مىدهد .
نصاراى نجران ( نمايندگان آنها ) با پيغمبر صلح كردند كه هزار جامه ( حله ) بدهند كه قيمت هر يكى از آنها چهل درهم باشد . از جمله شرايط صلح هم اينست كه از نمايندگان پيغمبر ( مدت اقامت ) پذيرائى كنند . پيغمبر هم با آنها عهد كرد كه آنها را از دين خود باز ندارد و آزاد بگذارد ( و حمايت كند ) و ماليات ده يك هم نگيرد و نيز شرط فرمود كه آنها ربا خوار ( نزول ) نباشند و با ربا سودا نكنند . چون خلافت بابى بكر رسيد او نيز همان معامله را با آنها نمود ولى خلافت بعمر كه رسيد آنها را تبعيد و اخراج كرد زيرا اهل كتاب را از حجاز بيرون كرد . اهل نجران را ( در يمن ) هم تبعيد نمود كه بعضى بشام و گروهى بعراق رفتند . مردم نجرانى كه در كوفه زيست مىكردند از آنها بودند . اموال و املاك و مزارع آنها را هم از آنها خريد . گفته شده كه بر عده آنها افزوده شده تا بچهل هزار رسيد ، آنها بر يك ديگر رشگ گرفته اختلافى پيش آمد و خود آنها نزد عمر بن الخطاب رفته گفتند :
ما را از ديار خود اخراج كن ( جلاى وطن ) عمر بن الخطاب هم از آنها بر مسلمين بيمناك شده بود ، درخواست آنها را قبول و آنان را تبعيد نمود . آنها بعد از آن پشيمان شدند . از او خواستند كه به حال خود بمانند موافقت نكرد . آنها تا زمان عثمان ماندند چون خلافت بعلى رسيد نزد او رفته گفتند : ترا به خدا سوگند مىدهيم كه بما
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: ابن الأثير
ص٣٦٠