تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
فرود آمد و دست به محل خشك آب برد اندك اندك آب جوشيد و فزونتر گرديد تا بشدت جريان يافت . مردم همه از آن نوشيدند و بهره‌مند شدند ( بچهارپايان دادند و سيرآب شدند ) . باز پيغمبر سير و سفر را ادامه داد تا نزديك مدينه رسيد . در آنجا خبر مسجد ضرار به او ( حضرت او ) رسيد . مالك بن دخشم را فرستاد آن را آتش زد و ويران كرد . اين آيه هم نازل شد
« وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً وَ كُفْراً وَ تَفْرِيقاً بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ »
تا آخر آيات . كسانى كه مسجدى براى فساد و كفر و تفرقه مؤمنين ساخته‌اند تا آخر . آنهايى كه آن مسجد را ساخته بودند دوازده تن بودند . آن را از خانه خذام بن خالد از بنى عمرو بن عوف گرفته بودند ( قسمتى از خانه ) . پيغمبر وارد ( مدينه ) شد گروهى از منافقين كه تخلف كرده بودند نزد او ( حضرت او ) رفته ( از تخلف خود ) عذر خواستند . پيغمبر از آنها عفو فرمود در حالى كه خدا و پيغمبر خدا پوزش آنها را نمىپذيرفتند . سه تن معروف هم كعب بن مالك و هلال بن اميه و مراره بن الربيع كه در ايمان آنها شك نبوده و منافق هم محسوب نمىشدند تخلف كرده بودند مردم از آنها دورى و نفرت جستند . پيغمبر هم فرمود با آنها سخن نگويند مردم آنها را از خود راندند مدت پنجاه شب ( شب و روز ) بر كنار بودند تا آنكه در توبه آنها آيه نازل شد
« وَ عَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذا ضاقَتْ عَلَيْهِمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ وَ ضاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ »
آن سه تن كه تخلف كرده بودند تا هنگامى كه عرصه زمين بر آنها تنگ شده ، و خود نيز بتنگ آمدند همچنين آيات ديگر تا « صادقين » كه آخر آنها باشد . پيغمبر در ماه رمضان از تبوك برگشته بود ( با لشكر اسلام ) . ( يامين نضرى ) با نون و ضاد نقطه دار ( عبد اللَّه بن مغفل ) با غين نقطه‌دار و فا ، مشدد مفتوح ( زيد بن لصيت ) با لام مضموم و صاد بى نقطه و در آخر آن تاء دو نقطه بالا ( خذام بن خالد با كسر خاء و ذال كه هر دو نقطه‌دار است ( اكيدر ) با ضم همزه و فتح كاف و دال بى نقطه و در آخر آن راء است .