مسيحى بود . آنگاه كشتگان ثقيف را ( در ميدان ) به او ارائه داد كه همه ختنه كرده بودند پيغمبر بر جسد زنى كشته گذشت فرمود . چه كسى او را كشته ؟ گفتند : خالد ابن وليد . بيكى از همراهان فرمود برو دنبال خالد و بگو پيغمبر ترا از قتل زن و كودك و مزدور نهى مىكند .
گروهى از مشركين در اوطاس ( محل ) بودند پيغمبر ابو عامر اشعرى عم ابو موسى اشعرى را بدنبال آنها فرستاد . او را هدف تير كردند ، گفته شده كسى كه او را نشان كرده سلمة بن دريد بن صمه بود . ابو موسى او را بانتقام خود كشت مشركين از اوطاس هم منهزم شدند .
مسلمين غنائم و اسراء را آوردند ، در ميان گرفتاران شيماء دختر حارث بن عبد العزى بود . او به آنها گفت : من به خدا همشيره رفيق ( پيغمبر ) شما خواهر رضاعى او هستم . آنها باور نكردند تا او را نزد پيغمبر بردند . به او ( حضرت او ) گفت : من خواهر تو ( حضرت ) هستم . پرسيد علامت چيست ؟ گفت : اثر دندان است كه هنگامى كه ترا بر دوش ميكشيدم . پيغمبر او را شناخت . رداى خود را ( روپوش - عبا ) براى پذيرائى وى بر زمين افكند و او را بر آن نشاند . آنگاه او را مخير كرد ما بين اينكه نزد خود بماند يا اينكه با احترام نزد قوم خود برگردد . او برگشت را اختيار كرد . پيغمبر امر فرمود كه اسرا و اموال را جمع كنند . آنها را در جعرانه ( محل ) جمع كردند . بديل بن ورقاء خزاعى را بر آنها گماشت شهداء مسلمين هم در حنين ايمن بن ام ايمن و يزيد بن زمعة بن اسود بن عبد المطلب بن عبد العزى و ديگران بودند هر دو از قريش يكى از بنى هاشم و ديگرى از بنى اسد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 317
مساهمون: ابن الأثير
ص٣١٧