تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
( كنايه از عدم تاثير فكر و راى او ) . سپس مالك گفت : اى مردم اگر دشمن را ديديد غلاف شمشيرها را بشكنيد ( كه ديگر شمشير بغلاف برنگردد و كار يكسره شود ) . بر آنها مانند يك مرد يك تنه حمله كنيد . او چند تن براى تجسس فرستاد آنها در حالى برگشتند كه اعضاء آنها از كار افتاده بود پرسيد واى بر شما چه اتفاق افتاده ؟ گفتند ما مردانى سفيد بر اسبهاى ابلق ( دو رنگ ) ديديم به خدا نتوانستيم خوددارى كنيم تا آنچه را كه مىبينى بما اصابت كرد . ( مقصود ملائكه ) او از گفته آنها عبرت نگرفت و با تصميم خود روانه شد . چون خبر هوازن برسول اللّه رسيد تصميم بر مقابله آنها گرفت اطلاع حاصل كرد كه صفوان بن اميه اسلحه و زره بسيار دارد نزد او فرستاد و فرمود اسلحه را بما عاريه و امانت بده كه ما فردا با دشمن روبرو خواهيم شد . صفوان هنوز كافر بود گفت : اى محمد آيا به زور و غصب ميخواهى آنها را بگيرى ؟ پيغمبر فرمود : نه بلكه عاريه و ضمانت مىكنيم كه آنها را برگردانيم . گفت : ( صفوان ) باكى نيست او صد زره داد با اسلحه ديگر كه ملازم آنهاست فرستاد سپس پيغمبر لشكر كشيد با عده دو هزار تن از مسلمين فتح مكه كه تازه مسلمان شده بودند ( و ده هزار جنگجو ) كه از اول همراه بودند . جمعا دوازده هزار مرد جنگى مىشدند . چون پيغمبر فزونى عده را ديد فرمود ما از حيث عدد و كمى آن هرگز مغلوب نخواهيم شد بدين سبب اين آيه نازل شد
« وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً »
در جنگ حنين از فزونى عده خود مغرور شديد ( اعجاب خودپسندى ) فزونى عده شما را بىنياز نكرد گفته شده : اين كلمه را ( غرور ) مردى از بكر ( قبيله ) گفته بود . پيغمبر در مكه عتاب بن اسيد را بحكومت منصوب فرمود . جابر گويد : چون متوجه وادى حنين شديم ، سوى نشيب رفتيم كه وضع معلوم نبود باز بنشيب فرو رفتيم آن هم هنگام طلوع صبح ( يا در سحر و با تاريكى كه هنوز صبح طلوع نكرده ) دشمن هم سبقت جسته و در وادى كمين شده و دره و تنگه‌ها را بر
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 313 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت