بيان اسلام آوردن خالد بن الوليد و عمرو بن العاص و عثمان بن طلحه
در ماه صفر همين سال عمرو بن عاص براى درود بر پيغمبر ورود نمود . خالد بن وليد و عثمان بن طلحه عبدرى هم همراه او بودند سبب تسليم و اسلام عمرو اين بود كه او گويد : چون از جنگ احزاب و كنار خندق برگشتيم ( بدون رستگارى ) بهمراهان خود گفتم : من چنين مىبينم كه كار محمد فزون از حد بالا گرفته .
من صلاح در اين مىبينم كه ما بنجاشى ( حبشه ) پناه ببريم كه اگر محمد بر قوم ما ظفر يافت ما نزد نجاشى آسوده باشيم و اگر قوم ما پيروز شدند وضع ما را خواهند دانست به من گفته شد راى و انديشه همين است . ما هم مقدارى كالا از پوست كه بسيار هم بود بدست آورده سوى نجاشى روانه شديم تا به آنجا ( حبشه ) رسيديم . به خدا سوگند ما نزد او ( نجاشى ) بوديم كه عمرو بن اميه ضمرى بنمايندگى پيمبر رسيد كه جعفر ( طيار ) و ياران او را ( از مهاجرت ) برگرداند . من نزد نجاشى رفته از او درخواست كردم كه عمرو بن اميه ضمرى را به من تسليم نمايد كه او را بكشم تا يك نحو همزيستى نسبت بقريش كه در مكه بودند بشود . چون او سخن مرا شنيد غضب كرد و بر بينى خود چنين ضربتى زد كه من گمان كردم بينى خود را ( از خشم ) شكسته مقصود نجاشى . من از او ترسيدم گفتم : به خدا اگر مىدانستم كه تو اكراه دارى ( و نمىخواهى چنين كنم ) هرگز اين درخواست را