و در آنجا دچار شد ( خواهد آمد ) . در اين سال حج كعبه بتوسط مشركين انجام گرفت .
در اين سال حمله ( غزوه - غزا ) ابن ابى العوجاء سلمى رخ داد كه در ماه ذى القعده بنى سليم را قصد نمود . آنها با او مصاف داده او و ياران او دچار ( كشته ) شدند . گفته شده اتباع او هلاك شده و خود او نجات يافت .
[ سال هشتم هجرى ]
سنه هشت هجرى آغاز شد .
در اين سال زينب دختر پيغمبر وفات يافت . اين روايت را واقدى نموده .
در اين سال غالب بن عبد ليثى كلبى ( نسبت ) بكلب ليث سوى بنى ملوح رهسپار شد كه در ماه صفر با حارث بن برصاء روبرو شده او را اسير نمود . او ( حارث ) گفت : من براى قبول اسلام آمدهام . به او گفت : اگر راست گفته باشد از بند يك شب ترا آسيبى نخواهد رسيد . و اگر دروغ گفته باشى ما براى اطمينان ترا بسته گرفتار مىكنيم او يكى از اتباع خود را بر او ( براى نگهبانى او ) گماشت و به او گفت : اگر مقاومت كند سر او را بگير ( بكش ) . به او هم امر كرد كه در آنجا بماند تا او ( غالب ) برگردد سپس با اتباع خود به طرف بطن كديد ( محل ) رهسپار شد كه هنگام عصر رسيدند .
جند بن مكيث جهنى را بديدهبانى فرستادند . او گويد : من به طرف تلى كه در آنجا بود براى اطلاع رفتم و بر زمين آرميدم . يكى از آنها ( دشمنان ) بيرون آمد و مرا در آن حال ديد و كمان را با دو تير گرفت و مرا هدف نمود يك تير را در پهلوى من نشاند من آن تير را كشيدم و هيچ حركت نكردم سپس دوم را انداخت كه در شانه من اصابت كرد من آن را كشيدم و از جاى خود نجنبيدم .
او گفت : ( آن مرد تير انداز ) به خدا سوگند هر دو تير من به او اصابت كرد اگر او ديدهبان بود حركت مينمود . ما به آنها مهلت داديم تا مواشى آنها ( از چراگاه ) برگشت