عبد المطلب شمشيرها را شكست و گداخت و در آهنين براى كعبه از آنها ساخت ، دو مجسمه زرين آهو را هم گداخت و زيور كعبه نمود و آن نخستين بارى بود كه كعبه با زر مزين گرديد و نيز گفته شده كه آن دو مجسمه زرين به حال خود مانده بود تا آنكه از كعبه ربوده شد كه بعد شرح آن خواهد آمد .
حجاج و ساير مردم بر چاه زمزم براى تبرك و تمتع جمع شدند از بهره بردارى از چاه ديگر هم خوددارى نمودند . چون عبد المطلب تظاهر و دشمنى قريش را ديد نذر كرد كه اگر خداوند به او ده فرزند بدهد كه بتوانند بحمايت او بپردازند يكى از آنها را براى خدا قربان كند . كه شرح آن گذشت . عبد المطلب نخستين كسى بود كه با وسمه كه رنگ سياه باشد خضاب نمود زيرا موى او زود سپيد گرديد عبد المطلب همسايه يهودى بنام اذينه داشت كه بازرگان و توانگر بود . حرب بن اميه كه يار و همدم عبد المطلب بود بر او رشك برد گروهى از جوانان قريش را وادار نمود كه او را بكشند و دارائى وى را بربايند عامر بن عبد مناف و صخر بن عمرو بن كعب تيمى جد ابو بكر بقتل وى دست بردند . عبد المطلب قاتلين را نشناخت و بجستجو پرداخت تا آنها را پيدا نمود و آنها بحرب بن اميه پناه بردند . عبد المطلب نزد حرب رفته او را سرزنش كرد و قاتلين را براى قصاص خواست او آن دو را پنهان كرد ، هر دو دوست بناسزا مبادرت كرده و براى رفع اختلاف نجاشى پادشاه حبشه را حكم نمودند و از مداخله ميان آنها خوددارى نمود آنها نفيل بن عبد العزى عدوى را كه جد عمر بن خطاب باشد حكم نمودند . او بحرب گفت : اى ابا عمرو تو با كسى خصومت مىكنى كه اندام او از تو بلندتر و سيماى وى از تو نيكوتر و سر او بزرگتر و خرده گيرى بر او كمتر و فرزندان او بيشتر و بخشش او رواتر و يارى او فزونتر است ( اين قبيل عبارات با سجع و تكلف ساخته مؤرخين است . م ) من چنين گويم و حال اينكه زود رنج و خشمگين هستى . ميان عرب فرياد رس
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 15
مساهمون: ابن الأثير
ص١٥