تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢

بيان بيعت دوم در عقبه

چون اسلام ميان انصار شايع و آشكار گرديد ، جماعتى از آنها تصميم گرفتند كه در خفا و بدون توجه كسى نزد پيغمبر بروند . در موسم حج ماه ذى الحجه با گروهى از كافران قوم خود همسفر شدند پيغمبر را ( پنهان ) ملاقات كرده وعده ملاقات ديگر را در عقبه دادند چون پاسى از شب گذشت آنها يگان يگان روانه شدند كه در وعده‌گاه خود جمع شوند . عده آنها هفتاد مرد و ميان آنها دو زن كه نسيبه بنت كعب ام عماره و اسماء عم عمرو بن عدى از بنى سلمه بودند كه پيغمبر ميان آنان در آمد . عباس بن عبد المطلب عم آن حضرت كه در آن زمان هنوز كافر بوده براى اطمينان از پيشرفت و استحكام كار برادرزاده خود همراه آن حضرت بود . عباس نخستين كسى بود كه سخن راند و گفت : اى قوم خزرج در آن هنگام عرب هر دو طايفه خزرج و اوس را يكى دانسته بنام خزرج آنها را ميخواندند چنان كه خطاب كرد ) محمد ميان ما چنان كه مىدانيد گرامى و مصون مىباشد و او خواست فقط بشما ملحق شود اگر شما بوعدهء خود وفا كنيد و از او دفاع و حمايت نمائيد چنان كه تصميم گرفته‌ايد شما و آينده او ( كه او را كه بشما واگذار مىكنيم ) و اگر ميدانيد كه او را تسليم ( دشمن ) خواهيد كرد پس هم اكنون او را بگذاريد كه در عزت و امان مىباشد . انصار گفتند : آنچه گفتى شنيده شد . تو اى پيغمبر خدا بگو و براى خود و خداى خود از ما هر چه ميخواهى ( پيمان و وثيقه ) بگير . پيغمبر تكلم كرد و قرآن