بكسر راء و ياء نقطه دار دو نقطه زيرين و باء يك نقطه . چون بمدينه باز گشتند پيغمبر را ستودند و باسلام دعوت نمودند تا آنكه منتشر شد . سال ديگر هنگام موسم رسيد دوازده تن از انصار وارد عقبه شدند همان عقبه اولى و در آنجا بيعت گرو زنان ( كه تعهد ناموسى باشد ) نمودند . آنها اسعد بن زراره و عوف و معاذ كه هر دو فرزند عفراء معروف بودند . رافع بن مالك بن عجلان و ذكوان بن عبد قيس از بنى زريق و عباده بن الصامت از بنى عوف بن خزرج و يزيد بن ثعلبه بن خزمه ابو عبد الرحمن ازبلى هم پيمان آنها و عباس بن عباده بن نضله از بنى سالم و عقبة بن عامر بن نابى و قطبة بن عامر بن حديده كه از خزرج بودند . از اوس ( قبيله ) هم كسانى كه حاضر بوده و ايمان آوردند ابو الهيثم بن تيهان هم پيمان بنى اشهل و عويم بن ساعده باز هم پيمان آنها كه بعد از نزد پيغمبر مراجعت كردند و پيغمبر مصعب بن عمير بن هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار را همراه آنها روانه نمود و فرمود قرآن را به آنها بياموزد و اسلام را تلقين نمايد او هم بر اسعد بن زراره وارد شد ( مهمان ) اسعد بن زراره باتفاق او به خانه بنى ظفر رفته در اينجا گروهى از مردان كه مسلمان شده بودند گرد آمدند سعد بن معاذ و اسيد بن حضير كه هر دو رئيس بنى عبد الاشهل و هر دو كافر بودند بر اجتماع آنها آگاه شدند سعد باسيد گفت . برو نزد اينها كه خانه ما را قصد كردهاند و بگو اگر اسعد پسر خاله من نبود كار شما را مىساختم . اسيد سلاح خود را برداشت و به طرف آنها روانه شد و بهر دو آنها ( اسعد و مهمان مبلغ اسلام ) گفت . چه باعث شده كه اينجا بيائيد و ناتوانان ما را بىخرد بدانيد ، دور شويد از ما مصعب ( داعى اسلام ) گفت . آيا مىنشينى كه بشنوى اگر خشنود شدى كه اين كار را مىپذيرى و اگر نپسندى كه ما كوتاه خواهيم كرد . گفت : انصاف دادى سپس نزد آن دو نشست . مصعب درباره اسلام با او سخن گفت . او گفت . چه نيكو و ارجمند است چگونه مىپذيريد كسى را كه اين دين را بپسندد ؟ هر دو گفتند . غسل مىكنى و
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 109
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٩