بگيرند . پيغمبر نزد آنها رفته فرمود آيا چيز بهترى از آنچه براى انجام آن آمدهايد نمىخواهيد ؟ آنگاه آنها را باسلام دعوت و قرآن را قرائت فرمود . اياس كه در آن زمان جوانى خردسال بود گفت : اين به خدا از آنچه بطلب آن آمدهايم بهتر است . ابو الحسير يك مشت خاك از بطحاء ( محل در مكه ) برداشت و بر روى او بيخت و گفت : بگذار ، ما براى چيز ديگرى غير از اين آمدهايم . اياس هم خاموش شد - پيغمبر هم برخاست و رفت اياس هم كم زيست و مرد . قوم او شنيدند كه او هنگام مرگ تكبير ميكرد و لا إله الا اللّه مىگفت آنها شكى نداشتند كه او مسلمان بود كه درگذشت .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: ابن الأثير
ص١٠٧