دامنگير آنهاست و آنان كه اهل ايمان و رفتار نيكو هستند براى آنها پاداش نكوئى هست ما نيز با آنها سهل خواهيم گرفت .
سپس ذو القرنين با وسائليكه در اختيار داشت سفرى بسوى مشرق كرد و بقومى رسيد كه در مقابل آفتاب حجابى و پوششى نداشتند ( مردم بدوى بودند خانه و لباسى نداشتند تا از آفتاب مستور باشند ) و ما به آنچه در نزد ذو القرنين از عدّه و تجهيزات بود دانا بوديم .
ذو القرنين پس از آن سفر ديگرى آغاز كرد و با وسائل خود به راه افتاد تا ميان دو كوه ( يا دو ديوار عظيم ) رسيد در آنجا قومى يافت كه بسيار ساده و بدوى بودند و گوئى زبان نمىفهميدند ، آنقوم گفتند : اى ذو القرنين قوم يأجوج و مأجوج در زمين افساد ميكنند بر تو مزدى بدهيم تا ميان ما و آنها سدّى بنا كنى ، گفت آنچه خدا به من تمكَّن داده از مزد شما بهتر است به نيروى بازو به من كمك كنيد تا ميان شما و آنها سدّى بسازم .
آنوقت گفت : تكَّه هاى آهن بياوريد شكاف دو كوه را تكه هاى آهن چيد تا مسدود شد سپس گفت آنقدر به آنها دميدند تا گداخته شدند و گفت : در آن مس ريختند مسها ذوب شده به صورت ملاط آهنها را بهم چسبانيد و سدّ تكميل شد قوم يأجوج و مأجوج بدين وسيله مهار شدند زيرا نه قادر بودند آن را سوراخ كنند و نه ميتوانستند از آن بگذرند ، ذو القرنين گفت : اين رحمتى است از پروردگار من و چون وعدهء خدا آيد آن را خورد كند و وعدهء خدا حتمى است . اين بود قصهء ذو القرنين در قرآن اينك نكاتى از اين قصّه :
1 - نقل اين قضيّه در قرآن مجيد بواسطهء سؤال بوده است * ( وَيَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ . . . ) * كهف : 83 . بقولى يهود از آنحضرت پرسيدهاند و بقولى با شارهء يهود بعضى از قريش آن را خواستهاند .
2 - او در سفر غرب به جائى رسيده
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 313
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣١٣