بيك معنىاند .
اين وجه در تاريخ قرآن از مقدمهء تفسير طبرى نقل شده بدليل آنچه گويند : عمر ، عبد اللَّه بن مسعود ، ابىّ بن كعب در قرائت قرآن اختلاف لفظى داشتند نزد پيامبر آمدند قرائتهاى مختلفهء آنها را تصويب فرمود در « البيان » گفته : اين مختار طبرى و جماعتى است و قرطبى در تفسير خود گفته : مختار اكثر اهل علم همين است .
دوم اينكه مراد از هفت حرف هفت قسم است كه در قرآن آمده :
امر ، نهى ، حلال ، حرام ، محكم ، متشابه ، و امثال .
سوم اينكه مراد هفت لغت فصيح عرب است كه قرآن مطابق آنها نازل شده : لغت قريش ، هذيل ، هوازن ، يمن ، كنانه ، تميم ، ثقيف . بطلان اين قول اين روايات از نظر شيعه و محققين متاخّرين از اهل سنت مردود و غير قابل قبول است و اين جز بازى با كلام خدا معناى ديگرى ندارد كه هر كس مطابق دلخواه خويش كلمات قرآن را عوض كند و شايد بعضى از مسلمانان غير عرب هم بگويند : ما كلمات تركى ، فارسى يا غيره را بجاى كلمات عربى ميگذاريم كه در معنى يكىاند . بزرگان شيعه از قبيل شيخ طوسى و ابن طاوس و غيرهم بر بطلان آن تصريح كردهاند .
در حديث صحيح از زراره از امام باقر عليه السّلام منقول است : « انّ القرآن واحد نزل من عند واحد و لكنّ الاختلاف يجىء من قبل الرّواة » و از فضيل بن يسار نقل شده كه به امام صادق عليه السّلام عرض كردم : مردم ميگويند :
قرآن بر هفت حرف نازل شده فرمود :
دشمنان خدا دروغ ميگويند ، قرآن بر يك حرف نازل شده از جانب خداى واحد « كذبوا اعداء اللَّه و لكنّه نزّل على حرف واحد من عند الواحد ( كافى كتاب القرآن باب النوادر حديث 12 و 13 ) .
بهترين توجيه براى اين روايات
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 284
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٨٤