خاء و فتح آن هر دو خوانده شده است . و آن را بكسر اوّل ، گناه معنى كردهاند در قاموس گويد :
آن بمعنى گناه يا گناه عمدى است در مجمع آمده : « خطئ يخطاء خطاء » آنگاه گويند كه گناه از روى عمد باشد و خاطئ نيز از آن است يعنى آنكه از روى عمد خطا كار است راغب نيز در مفردات چنين گفته است .
تمام گناهان كه از آنها بخطا و خطيئه و خطايا تعبير شده همه از اين قبيلاند مثل * ( بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحاطَتْ بِه خَطِيئَتُه فَأُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ ) * بقره : 81 * ( مِمَّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً ) * نوح : 25 * ( آمَنَّا بِرَبِّنا لِيَغْفِرَ لَنا خَطايانا . . . ) * طه : 73 .
دوّم آنكه كار شايستهاى اراده كند ولى خلاف آن واقع شود مثل آنكه ميخواست پرندهاى شكار كند اشتباها انسانى را كشت . اين خطا قابل عفو و غير مسئول است و فاعل آن را مخطىء گويند نه خاطئ مثل * ( وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِه وَلكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكانَ الله غَفُوراً رَحِيماً ) * احزاب : 5 و مثل * ( وَما كانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِناً إِلَّا خَطَأً وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ . . . ) * نساء : 92 .
خطاء و اخطاء هر دو بيك معنى است ( اقرب ) .
سوّم آنكه كار خلافى را اراده كند و اشتباها كار خوبى را انجام دهد . اين گونه شخص در بارهء اراده اش مذموم بوده و دربارهء فعلش نيز ممدوح نيست . راجع به اين شقّ در قرآن مصداقى نيامده است .
قسم اوّل چنان كه گفته شد خطاى مسئول است و در قسم دوّم اراده صواب و فعل خطا و در قسم سوّم به عكس است . در تعيين اين سه قسم از مفردات استفاده شده است . در اقرب الموارد هست :
گفتهاند : خطا بر سه معنى است گناه ، ضدّ عمد و ضدّ صواب و در معنى اخير اكثر با مدّ آيد . * ( بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحاطَتْ ) *
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 259
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٥٩