كه خدا خوارش كند محترم دارندهاى نخواهد داشت .
خزى گاهى بمعنى شرم آمده و مصدر آن خزايهء ( بكسر اوّل ) است چنان كه در اقرب و مفردات تصريح كرده ، در نهج البلاغه خطبهء 104 آمده : « و احشرنا فى زمرته غير خزايا و لا نادمين » خزايا جمع خزيان بمعنى شرمنده و خجل است يعنى : ما را در زمرهء آنحضرت در حالى كه شرمنده و پشيمان نيستيم محشور فرما .
ولى در قرآن مجيد پيوسته بمعنى خوارى به كار رفته است و فقط در آيهء * ( وَلا تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ) * هود :
78 شايد بمعنى شرمندگى باشد يعنى : مرا در بارهء ميهمانم شرمنده و خجل نكنيد آيا در ميان شما مرد كاملى نيست ؟ و نيز در آيهء * ( قالَ إِنَّ هؤُلاءِ ضَيْفِي فَلا تَفْضَحُونِ وَاتَّقُوا الله وَلا تُخْزُونِ ) * حجر : 69 و در آيهء * ( فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا صالِحاً وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ ) * هود : 66 شايد مراد از خزى عذاب و يا زبونى باشد كه ناشى از عذاب است .
افعال اين مادّه در قرآن از ثلاثى مجرّد و باب افعال هر دو به كار رفته است مثل * ( . . . فَنَتَّبِعَ آياتِكَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَنَخْزى ) * طه : 134 و مثل * ( رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَه ) * آل عمران : 192 و نيز اسم تفضيل و اسم فاعل آمده است نحو * ( وَلَعَذابُ الآخِرَةِ أَخْزى وَهُمْ لا يُنْصَرُونَ ) * فصلت : 16 و نحو * ( وَأَنَّ الله مُخْزِي الْكافِرِينَ ) * توبه : 2 .
و اينكه خزى را فضيحت و عذاب و عار و غيره گفتهاند همهء آنها اسباب خزى و زبونىاند .
خسأ :
طرد شدن و طرد كردن .
لازم و متعدى آمده است گويند :
« خسأت الكلب فخسأ » يعنى سگ را طرد و دور كردم پس دور شد ( اقرب - مفردات ) * ( قالَ اخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ ) * مؤمنون : 108