براى آن بود كه نامه را با آن ختم و مهر ميكردند .
صدر آيهء شريفه در بارهء ازدواج حضرت رسول ( ص ) با دختر عمهء خودش زينب است . زيد كه پسر خواندهء آنحضرت بود زينب را بزنى گرفت و پس از طلاق دادن ، حضرت او را تزويج نمود ، مردم سر و صدا راه انداختند كه آنحضرت زن پسرش را به عقد نكاح خود در آورده است .
و چون زيد بن حارثه پسر خواندهء آنحضرت بود و به حكم * ( وَما جَعَلَ أَدْعِياءَكُمْ أَبْناءَكُمْ ) * احزاب : 4 پسر خوانده پسر نيست و ازدواج با زن او حرام نمىباشد قرآن فرمود : محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، تا ازدواج او با زن زيد مانعى نداشته باشد .
در كشّاف و الميزان گويد :
امّا قاسم و طيّب و طاهر و ابراهيم كه پسران آنحضرت بودند پيش از حدّ بلوغ از دنيا رفتند و * ( « رِجالِكُمْ » ) * به آنها شامل نيست همچنين حسنين عليهما السلام كه آنحضرت قبل از بلوغ آنها از دنيا رفت و از * ( « رِجالِكُمْ » ) * در وقت نزول آيه خارج بودند . مراد از آيه آنست كه آنحضرت پدر هيچ يك از مردان شما نيست نه اينكه پدر كودكان هم نيست .
معنى آيه چنين مىشود : محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ( و زيد يكى از مردان است پدر او هم نيست و ازدواج با زن زيد براى او بلا مانع است ) .
و ليكن او رسول خدا و آخر پيامبران است و با او نبوّت بپايان رسيده و خدا بهر چيز داناست آنچه فرموده از روى علم و حكمت است . در بارهء اينكه خاتم نبيّين مستلزم خاتم رسولين نيز هست رجوع شود به « رسل » . خاتميّت آنحضرت اگر گويند : چرا آنحضرت خاتم پيغمبران است و چرا بعد از وى پيغمبرى نخواهد آمد ؟ .
گوئيم : علَّت خاتميّت آنحضرت
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 227
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٢٧