خ
خاء :
هفتمين حرف از حروف الفباى عربى است . جزء كلمه واقع مىشود ، به تنهائى معنائى ندارد . در حساب ابجد ششصد است .
خبء :
پوشيده . نهان ( اقرب ) راغب گويد : هر ذخيره شدهء پوشيده را خبأ گويند « خباء الشّىء خبأ :
ستره » .
اين كلمه در اصل مصدر است كه به معناى مفعول ميايد در نهج - البلاغه حكمت 5 آمده : « و المسالمة خبأ العيوب » : تسالم پوشيدن عيبهاست . و در حكمت 148 هست : « المرء مخبوء تحت لسانه » مرد زير زبانش پنهان است يعنى چون سخن گويد قدرش معلوم مىشود .
* ( أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّه الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَيَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَما تُعْلِنُونَ ) * نمل : 25 شيطان اعمالشان را بر آنان آراسته تا خدائى را كه در آسمانها و زمين نهان را آشكار مىكند و آنچه پنهان ميكنيد و آشكار ميداريد ميداند ، سجده نكنند .
اين ترجمه بنا بر آنست كه « الَّا » را در اوّل آيه مشدّد بخوانيم .
ظاهر قرآن آنست كه اين آيه سخن هدهد است كه خطاب بسليمان در بارهء قوم سباء گفته است ولى كلمهاى عجيب و قابل دقّت است .
نهان را آشكار مىكند يعنى چه ؟
نا گفته نماند : برق در ميان ذرّات ابر و عسل و شير در گلها و علفها نهان است خداوند بوسيلهء تخليهء الكتريكى برق نهان را از ميان ابرها آشكار مىكند و بوسيلهء زنبور عسل و گاو ، عسل و شير نهان