4 - * ( « يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ فَما لَه مِنْ قُوَّةٍ وَلا ناصِرٍ » ) * طارق : 9 - 10 روزيكه نهانها امتحان شوند پس براى او نه نيروئى است كه آنها را بپوشاند و نه كمكى ، مراد از سرائر ، اعمال و افكار آدمى است و امتحان شدن آنها توأم با ظهور حقائق آنهاست لذا بعضى « تبلى » را آشكار شدن گفتهاند ، قريب به اين مضمون است آيه ى * ( « هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ » ) * يونس : 30 در آنجا هر نفس آنچه را از پيش فرستاده امتحان مىكند و بد و خوب آن را ميداند و آن توأم با آشكار شدن عمل است .
5 - * ( « وَإِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَيَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَفِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيمٌ » ) * بقره : 49 .
در اين آيه ، ممكن است * ( « ذلِكُمْ » ) * اشاره به عذاب و ممكن است اشاره به * ( « نَجَّيْناكُمْ » ) * باشد ، در صورت اوّل بمعنى مصيبت و اندوه و در صورت دوّم امتحان نعمتى است . در المنار بهر دو اشاره گرفته است . همچنين است آيهء 141 اعراف و 6 ابراهيم . ابلاء 6 - * ( وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْه بَلاءً حَسَناً » ) * انفال : 17 طبرسى در ذيل آيهء 49 بقره ميگويد : بلاء در خير و شرّ هر دو به كار ميرود و ابلاء فقط در انعام ، على هذا مراد از ابلاء در آيهء فوق امتحان نيكوست .
راجع بامتحان كه امتحان خداوندى چگونه است ؟ به « فتن » رجوع شود .
بَلَى :
حرف جواب است براى ردّ نفى مثل * ( « وَقالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّاماً مَعْدُودَةً ) * . . . * ( بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً . . . » ) * بقره : 81 يهود ميگفتند : ابدا بما عذاب نميرسد مگر ايّام چندى ، « بلى » در نفى آن ميگويد : آرى عذاب شما را مسّ مىكند هر كه را كه گناهكار باشد .
و گاهى جواب است باستفهام مقرون بنفى ، مثل * ( « أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى » ) * اعراف : 172 يعنى آرى