تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
خود بشدت دلالت دارد و چون با شديد توصيف شود ، مزيد شدّت را مىرساند . طبرسى و جوهرى و قاموس آن را شدّت اخذ معنى كرده‌اند و راغب اخذ بصلابت گفته است نا گفته نماند : قدرت و توانائى لازمه ى اخذ بشدّت است لذا در آيه ى * ( « فَأَهْلَكْنا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشاً » ) * زخرف : 8 ، در معنى لازم به كار رفته است يعنى : كسانى را كه از اهل مكَّه قويتر و نيرومندتر بودند هلاك كرديم ، همچنين آيه ى 36 از سوره ى ق . بطش قهرا بمعنى انتقام و عذاب هم به كار ميرود زيرا اين هر دو مصداق اخذ بشدّتاند * ( « يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ » ) * دخان : 16 ، روزى اخذ ميكنيم ، انتقام ميكشيم انتقام بزرگ را . * ( « وَلَقَدْ أَنْذَرَهُمْ بَطْشَتَنا » ) * قمر : 36 ، لوط از اخذ و عذاب ما آنها را ترسانيد . * ( « وَإِذا بَطَشْتُمْ بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ » ) * شعراء : 130 . به نظر ميايد كه مراد از بطش انتقام و تنبيه است و آنها انتقام عادلانه نداشتند لذا هود به آنها گفت : چون انتقام گرفتيد مانند ستمگران انتقام ميكشيد اندازه ى جرم را مراعات نميكنيد .
بطل : باطل : نا حق . و آن چيزى است كه در مقام فحص ثبات ندارد و در فعل و قول به كار ميرود ( مفردات ) . باطل آنست كه در قضاوت عمومى مضمحل مىشود و بشر در عين ابتلا بباطل بمضرّ و نا حق بودن آن حكم مىكند . * ( « فَوَقَعَ الْحَقُّ وَبَطَلَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ » ) * اعراف : 118 ، حق ثابت شد و جاى خود را گرفت و ناحق بودن آنچه ساحران ميكردند آشكار شد . نا گفته نماند باطل مقابل حق است و آن با فاسد و بى اثر و ضايع نيز مىسازد در اقرب الموارد آمده « بطل . . . : فسد ، او سقط حكمه و ذهب ضياعا و خسرا » از اين معانى در قرآن كريم بسيار يافت مىشود . * ( « لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ ) *