تسميه آشكار بودنشان است .
على هذا ، آنعدّه از مفسّران كه بروج را بمعنى برجهاى دوازده گانه گرفتهاند ، سخنانشان عارى از حقيقت است ، زيرا برجهاى مزبور موهوم و اعتبارى صرفاند ، مثلا چند ستاره را در آسمان ديده و پيش خود فكر كردهاند : اگر فاصله ى اين ستارگان با خطَّى بهم متصل شود به شكل گوسفند ( حمل ) ميايند و گرنه در آسمان برج حمل وجود ندارد ، گفتهاند برجهاى دوازده گانه منازل آفتاباند كه در هر برج يك ماه حركت مىكند وانگهى نامهاى حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو ، و حوت ، ابتدا از نام بتهاى يونانيان گرفته شده است .
مقام قرآن والاتر از آن است كه روى اين موهومات سخن گويد و آنها را به حساب آورد .
وجدى در دائرة المعارف گويد :
بروج در اصطلاح فلكى ، منازل مختلف آفتاباند در فصول مختلف سال ، يونانيان قديم اين برجها را با نامهائيكه از عقائد خرافى آنان سر چشمه گرفته و بر خدايانشان نسبت ميدادند ، نام گذارى كردهاند . . .
مردم اين نامها را از آنها آموخته و ريشهء آنها را از ياد بردهاند .
آيا مىشود گفت كه قرآن اين موهومات را تصديق كرده است ؟ ! ! ! و روى آنها سخن گفته است ؟ ! ! ! .
ناگفته نماند : در زمان عباسىها كه عقايد يونانيان به زبان عربى ترجمه شد ، مردم به آنها راه يافتند و پارهاى از روى اشتباه مطالب اسلامى را با آنها تطبيق كردند ، تطبيق بروج قرآن با بروج يونانيان از آن جمله است .
* ( « أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ » ) * نساء :
78 . يعنى : هر كجا بوده باشيد مرگ شما را خواهد يافت هر چند در قلعه هاى بلند باشيد .
مراد از بروج در اين آيه قلعه ها است و آنها را چنان كه از
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 176
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٧٦