روز ذات نكيف
فرزندان بكر بن عبد مناة بن كنانه از دست قريش خشمگين بودند و با اين قبيله كينه مىورزيدند . اين كينهتوزى نيز از زمانى آغاز شد كه قصى بن كلاب ، هنگامى كه مكه را به چند ناحيه و محله در ميان مردم قريش تقسيم نمود ، بنى بكر و گروهى ديگر را از اين شهر بيرون كرد .
همين كه روزگار عبد المطلب فرا رسيد ، فرزندان بكر بر آن شدند كه اهل قريش را از حرم كعبه برانند و با آنان بجنگند تا بر ايشان چيرگى يابند .
بنى بكر ، در پى اين دشمنى ، يك بار بر شترانى كه از آن بنى هون بن خزيمه بود حمله كرد و بدانها دستبرد زد . و اين كار را باز هم تكرار نمود .
سرانجام كار بكر و قريش به جنگ كشيد و هر يك از آن دو قبيله گروههائى را گرد آوردند و آمادهء كار زار شدند .
عبد المطلب ميان مردم قريش و قبيلههاى ديگر كه عبارت بودند از بنى حارث بن عبد مناة ، بنى هون بن خزيمة بن مدركه ، و بنى مصطلق از خزاعه ، پيمان اتحاد بست و بدين ترتيب گروهى انبوه فراهم آورد كه ، به فرماندهى خود عبد المطلب ، عازم پيكار