يكى از آنان گفته است :
اذا ما مات ميت فى تميم * فسرك ان يعيش فجىء بزاد
بخبز او بلحم . او بتمر * او الشيء الملفف فى البجاد
تراه ينقب البطحاء حوالا * ليأكل رأس لقمان بن عاد
( هنگامى كه گروهى از تميم مىمردند شاد شدى كه عيشى فراهم مىشود و خوراكى به دست مىآيد :
نانى ، گوشتى ، يا خرمائى يا غذائى كه در زير جامه پنهان شده است .
ولى مىبينى گودالى كنده شده تا سر لقمان بن عاد را نيز بخورد . ) [ ( 1 ) ]
گفته شده است :
ابو بحر احنف بن قيس ، به معاوية بن ابو سفيان وارد شد و معاويه از او پرسيد :
« اى ابو بحر ، اين چيست كه در زير جامهات پنهان شده ؟ » جواب داد :
« سخينه است ، يا امير المؤمنين ! »
هامش
[ ( 1 ) ] - لقمان بن عاد كسى بود كه عمر دراز يافت .
. . . لقمان گفت : « خدايا ، مرا عمر هفت كركس عنايت فرماى . » و اين مسئلت به شرف اجابت اقتران يافت .
لقمان كركس بچگان گرفته مىپروريد و هر يك هشتاد سال زنده بوده به عالم ديگر پرواز مىكردند . و چون كركس هفتم كه موسوم به لبد بود جان تسليم كرد ، مرغ روح لقمان نيز از آشيانهء بدن طيران فرمود .
( از لغتنامهء دهخدا )