تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
ضرب المثل گرديد درباره كسى كه پى سود برود و زيان ببيند . يا بخواهد به كسى نيكى كند و از او بدى ببيند . و نيز گفته شده است : « عمرو بن منذر ، عهد كرده بود كه آنان را زنده بسوزاند و به همين جهة هم به « محرق » موسوم شد . » نود و نه تن را سوزانده بود كه مردى از براجم رسيد و بوى گوشت پخته شنيد و گمان برد كه پادشاه خوراكى آماده كرده و خوانى گسترده است . بر آن شد كه به مجلس مهمانى برود و شكمى از عزا در بياورد . وقتى بدان جا رفت ، عمرو از او پرسيد : « تو كه هستى ؟ » پاسخ داد : « درود بر تو باد ! من از قبيلهء براجم آمده‌ام . » عمرو بن منذر گفت : « بدبخت كسى كه از براجم آمده باشد . » و دستور داد كه او را نيز در آتش اندازند . در اين باره جرير براى فرزدق گفته است :
اين الذين بنار عمرو احرقوا * ام اين اسعد فيكم المسترضع
( كجا هستند كسانى كه در آتش عمرو سوختند ؟ يا كجاست اسعد در ميان شما ، كه شير خوار بود ؟ ) از آن پس ، به خاطر حرصى كه آن برجمى بيچاره در سورچرانى نشان داد و جان خود را از دست داد ، قبيله تميم شكم‌پرستى را نكوهش مىكرد .