تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
فرمان منذر كشته شد . درين جنگ گروهى انبوهى كشته شدند و منذر از قبيلهء بكر اسيران بسيارى گرفت و دستور داد كه بر فراز كوه اواره آنان را سر ببرند . ولى خون آنان دلمه مىبست و پائين نمىرفت . سرانجام به دو گفتند : « درود بر تو باد . اگر هر چه بكرى بر روى زمين يافت مىشود بكشى ، باز هم خونشان به دامنهء كوه نخواهد رسيد ! مگر اين كه بر روى خون آب بريزى ! » او همين كار را كرد و خوناب به سوى دامنهء كوه روان شد . او همچنين دستور داد كه زنان قبيلهء بكر را زنده بسوزانند . ولى مردى از خاندان قيس بن ثعلبه ، كه از آن خاندان گسسته و به منذر پيوسته بود ، پاى وساطت در ميان گذشت و پيش منذر دربارهء زنان قبيله بكر بن وائل شفاعت كرد و منذر نيز آزادشان ساخت . اعشى به شفاعتى كه او از ايشان در پيش منذر كرده ، افتخار نموده و گفته است :
و منا الذى اعطاه با لجمع ربه * على فاقة و للملوك هباتها سبايا بنى شيبان يوم اوارة * على النار اذ تجلى له فتياتها