روز فجار دوم كه براى انصار پيش آمد
قبيلهء اوس به قبائل قريظه و نضير - كه يهودى بودند - پيشنهاد اتحاد كرده و از آنان خواسته بود كه با اوس عليه قبيلهء خزرج هم پيمان شوند .
خزرج همين كه از اين همدستى آگاهى يافت پيام فرستاد و آنان را به جنگ فرا خواند .
يهوديان در پاسخ گفتند :
« ما نمىخواهيم با اوس بر ضد شما پيمان ببنديم . »
خزرج چهل تن از پسران قريظه و نضير را گروگان گرفت تا به آنچه مىگويند وفا كنند و از گفتهء خود بر نگردند .
بعد ، روزى يزيد بن فسحم شراب خورد و مست شد و به خواندن شعرى پرداخت كه در اين باره سروده بود :
هلم الى الاحلاف اذ رق عظمهم * و اذ اصلحوا ما لا لجذمان ضائعا
اذ ما امرؤ منهم اساء عمارة * بعثنا عليهم من بنى العير جادعا
فاما الصريخ منهم فتحملوا * و اما اليهود فاتخذنا بضائعا
اخذنا من الاولى اليهود عصابة * لغدرهم كانوا لدينا ودائعا